پارت
☆.\𝒯ℎℯ 𝓇ℯ𝒹 𝓇ℴ𝓈ℯ./☆
[پارت¹]
《در دنیا خیلی اتفاقات هستند که ممکن است رخ دهند.
ممکناست موجودات ناشناخته ی درون اقیانوس ها لو روند،یا موجودات فضایی نمایان شوند...و حتی خونآشام ها پدیدار گردند!
احتمال وجود داشتن همهی این موجودات کاملا دقیق نیست...حتی ممکن هم هست به واقعیت نپیوندند.
ولی از نظر من هرچیزی ممکن است،هرچیزی!
از پری های دریایی زیبا گرفته،تا اژدهایانی که لرزه بر تن هر موجودی میاندازند.
و اما این داستان....مافیایی که عاشق یک دختر معمولی میشود!
این یک افسانه نیست،داستانی از مادربزرگم هم نیست.
این داستان،خود واقعیته!》
از زبان نویسنده/
سال ها پیش در کشور روسیه،دختری با پوستی به سفیدی برف زاده شد. دختری با موهانی همچو خون و چشمانی همچو آبی یخ زده. وقتی او زاده شد،افراد خانواده در شک بودند. ولی چیزی که نمیدانستند این بود که آن دخترک نیرویی قدرتمند در خود داشت. نیرویی تاریک که از وقت تولد در قلبش جا خوش کرده بود. اما آیا کسی از این موضوع خبری داشت؟قطعا نه.
خانواده ی او بدون اینکه بدانند چه موجودی را در آغوش میگیرند،او را پذیرفتند و اسمش را یِلِنا گذاشتند،به معنای روشنایی. سال ها گذشت و یلنا بزرگ شد.
°○____________________________________○°
شرایط:آره شرایط گذاشت چی فکر کرد-*
کامنت:۵
لایک:۱۰
[پارت¹]
《در دنیا خیلی اتفاقات هستند که ممکن است رخ دهند.
ممکناست موجودات ناشناخته ی درون اقیانوس ها لو روند،یا موجودات فضایی نمایان شوند...و حتی خونآشام ها پدیدار گردند!
احتمال وجود داشتن همهی این موجودات کاملا دقیق نیست...حتی ممکن هم هست به واقعیت نپیوندند.
ولی از نظر من هرچیزی ممکن است،هرچیزی!
از پری های دریایی زیبا گرفته،تا اژدهایانی که لرزه بر تن هر موجودی میاندازند.
و اما این داستان....مافیایی که عاشق یک دختر معمولی میشود!
این یک افسانه نیست،داستانی از مادربزرگم هم نیست.
این داستان،خود واقعیته!》
از زبان نویسنده/
سال ها پیش در کشور روسیه،دختری با پوستی به سفیدی برف زاده شد. دختری با موهانی همچو خون و چشمانی همچو آبی یخ زده. وقتی او زاده شد،افراد خانواده در شک بودند. ولی چیزی که نمیدانستند این بود که آن دخترک نیرویی قدرتمند در خود داشت. نیرویی تاریک که از وقت تولد در قلبش جا خوش کرده بود. اما آیا کسی از این موضوع خبری داشت؟قطعا نه.
خانواده ی او بدون اینکه بدانند چه موجودی را در آغوش میگیرند،او را پذیرفتند و اسمش را یِلِنا گذاشتند،به معنای روشنایی. سال ها گذشت و یلنا بزرگ شد.
°○____________________________________○°
شرایط:آره شرایط گذاشت چی فکر کرد-*
کامنت:۵
لایک:۱۰
- ۱.۹k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط