سرد برای من
سرد برای من
پارت ۳
که یهو یکی از اون داداش های کوک، از کی شد برام کوک؟ ااهههه ولش کن ات به خودت بیاااا، دیدم داشت سیگار می کشید و به آسمون نگاه می کرد، جالبه که موهاش فره، نمیدونم به کدوم عضو خانواده اش کشیده
رفتم تو خونه دیدم مشغول صحبت کردن درباره تدارکات عروسب و این جور چرت و پرت هان، رفتم نشستم و خلاصه بعداز کلی حرف قرار شد فردا با اون مثلا شوهرم که فقط اسمشو میدونم برم خرید عروسی
مهمونا رفتنو منم رفتم اتاقم، لباسامو درآوردم و میکاپمو پاک کردم و خودمو انداختم روی تخت، داشتم به بد بختی هام فکر می کردم و یهو سیاهی....(منظورم اینه خوابید)
کوک ویو.........
توی راه برگشت به خونه مون کلا به ات فکر می کردم، اینکه چقدر کیوته ولی یادم باشه که این ازدواج اجباریه همین!
دیدم تهیونگ پکره یکم بهش نگاه کردم و گفتم
-چته؟
ته:.......
-با توام میگم چته؟(یکم بلند)
ته:ها چی؟ هیچی؟
-هوم........
تا خونه رانندگی کردم و مامان و بابام و تهیونگ و جین رو رسوندم خونه و راهی خونه خودم شدم
تهیونگ ویو..........
باورم نمیشه، منکه این همه مدته رو ات کراش دارم و دوستش دارم حتی نتونستم بهش اعتراف کنم، حالام که داره با کوک اجباری ازدواج میکنه.....
ویو فردا صبح.........ات........
با صدای گوشیم از بغل خواب زیبام پا شدم، بدون اینکه نگاه کنم کیه جواب دادم و کلی فحش نثارش کردم
+ها؟چیه اسکل، احمق؟ الانم وقت زنگ زده آخه یالقوز؟
که یهو صدای اون شوهر مثلا عزیزم توی گوشم پیچید
-بیا پایین منتظرتم(سرد،جدی)
+تو....
تا خاستم بگم که شماره منو از کجا آوردی قطع کرد
کوک ویو........
از صدای خواب آلودش و فحش هاش خنده ام گرفت ولی خودمو سرد جلوه دادم و گفتم بیاد پایین منتظرشم
ات ویو.......
مرتیکه اوسکول فک کرده و چیشم احمق!(یاد اون ریمیکس گلزار افتادم🤣)
حدودا ۱۵ مین زول کشید تا حاضر شم و اینا
از خونه زدم بیرون دیدم وااووو شده جنتلمن این جئون خان.....
ادامه دارد......
حمایت نشه؟
پارت ۳
که یهو یکی از اون داداش های کوک، از کی شد برام کوک؟ ااهههه ولش کن ات به خودت بیاااا، دیدم داشت سیگار می کشید و به آسمون نگاه می کرد، جالبه که موهاش فره، نمیدونم به کدوم عضو خانواده اش کشیده
رفتم تو خونه دیدم مشغول صحبت کردن درباره تدارکات عروسب و این جور چرت و پرت هان، رفتم نشستم و خلاصه بعداز کلی حرف قرار شد فردا با اون مثلا شوهرم که فقط اسمشو میدونم برم خرید عروسی
مهمونا رفتنو منم رفتم اتاقم، لباسامو درآوردم و میکاپمو پاک کردم و خودمو انداختم روی تخت، داشتم به بد بختی هام فکر می کردم و یهو سیاهی....(منظورم اینه خوابید)
کوک ویو.........
توی راه برگشت به خونه مون کلا به ات فکر می کردم، اینکه چقدر کیوته ولی یادم باشه که این ازدواج اجباریه همین!
دیدم تهیونگ پکره یکم بهش نگاه کردم و گفتم
-چته؟
ته:.......
-با توام میگم چته؟(یکم بلند)
ته:ها چی؟ هیچی؟
-هوم........
تا خونه رانندگی کردم و مامان و بابام و تهیونگ و جین رو رسوندم خونه و راهی خونه خودم شدم
تهیونگ ویو..........
باورم نمیشه، منکه این همه مدته رو ات کراش دارم و دوستش دارم حتی نتونستم بهش اعتراف کنم، حالام که داره با کوک اجباری ازدواج میکنه.....
ویو فردا صبح.........ات........
با صدای گوشیم از بغل خواب زیبام پا شدم، بدون اینکه نگاه کنم کیه جواب دادم و کلی فحش نثارش کردم
+ها؟چیه اسکل، احمق؟ الانم وقت زنگ زده آخه یالقوز؟
که یهو صدای اون شوهر مثلا عزیزم توی گوشم پیچید
-بیا پایین منتظرتم(سرد،جدی)
+تو....
تا خاستم بگم که شماره منو از کجا آوردی قطع کرد
کوک ویو........
از صدای خواب آلودش و فحش هاش خنده ام گرفت ولی خودمو سرد جلوه دادم و گفتم بیاد پایین منتظرشم
ات ویو.......
مرتیکه اوسکول فک کرده و چیشم احمق!(یاد اون ریمیکس گلزار افتادم🤣)
حدودا ۱۵ مین زول کشید تا حاضر شم و اینا
از خونه زدم بیرون دیدم وااووو شده جنتلمن این جئون خان.....
ادامه دارد......
حمایت نشه؟
- ۳.۰k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط