{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست

ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست
هرچه آن به سر آیدم ز دست تو نکوست

ای مرغ ســحر تو صبح برخاسته‌ای
ما خود همه شب نخفته‌ایم از غم دوســت ✍ #سعدی💞 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💗 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞
دیدگاه ها (۱)

💠 🔅 💠 🔅 💠 🔅 💠 🔅 💠 🔅 💠 🔅 الا که از همگانت عزیزتر دارم...شکست...

آمد و یڪ بار دیگر مو پریشان ڪردہ بود باز آشوبے درون ِگیسو ، ...

یک وجب از پنجره پرواز کن گوش مرا معرکه ی راز کن حرف بزن ابر ...

همراه بسیار است، اما همدمی نیستمثل تمام غصه ها، این هم غمی ن...

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا راکه به ماسوا فکندی همه سای...

غزلی نگفته دارم، که کند ز تو حکایتبه چکامه چون سرایم، آنهمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط