یک وجب از پنجره پرواز کن

یک وجب از پنجره پرواز کن
گوش مرا معرکه ی راز کن
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام
قحطی حرف است سخن سال هاست
قفل زمان را بشکن سالهاست
پر شدم از درد شدن سالهاست
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
روز و شبم را به هم آمیختی
شعر چه کردی که بهم ریختم
#علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۱)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

حرف بزن ابرِ مرا باز کندیر زمانی است که بارانی‌امقحطیِ حرف ا...

حرف بزن ابرِ مرا باز کندیر زمانی است که بارانی‌امقحطیِ حرف ا...

قحطی حرف است و سخن سالهاستقفل زمان را بشکن سال هاستپر شدم از...

حرف بزن ابر مرا باز كندير زمانيست كه بارانى امحرف بزن حرف بز...

حرف بزن؛ ابر مرا باز كن...دير زمانيست كه بارانى امحرف بزن! ح...

حرف بزن ابر مرا باز کندیر زمانی است که بارانی امحرف بزن، حرف...

حرف بزن ! ابر مرا باز کندیر زمانی‌ست که بارانی‌ام حرف بزن، ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط