چقدر حال و هوایم این روز ها
چقدر حال و هوایم این روز ها
شبیه شعر های "علی آذر" است...
روی بام نشسته ام...
خیره به آسمان..
سیگار در دستم..
یک نخ،دو نخ،سه نخ...
"نفست باز گرفت این همه سیگار نکش"
به پایین نگاه میکنم...
همه شهر زیر پای من است...
"به سرم میزند این مرتبه حتما بپرم"
از دور تو را میبینم....
"من تو را دیدم و آرام به خواب افتادم"
میان زمین و هوا معلق...
من که رفتم از این دنیای پوچ...
"خود کشی دست خودم نیست خدایا تو ببخش"
اما تو مراقب خودت باش
حواست باشد...
"همه شهر مهیا ست مبادا که تو را...
دانه و دام زیاد است مبادا که تو را..."
شبیه شعر های "علی آذر" است...
روی بام نشسته ام...
خیره به آسمان..
سیگار در دستم..
یک نخ،دو نخ،سه نخ...
"نفست باز گرفت این همه سیگار نکش"
به پایین نگاه میکنم...
همه شهر زیر پای من است...
"به سرم میزند این مرتبه حتما بپرم"
از دور تو را میبینم....
"من تو را دیدم و آرام به خواب افتادم"
میان زمین و هوا معلق...
من که رفتم از این دنیای پوچ...
"خود کشی دست خودم نیست خدایا تو ببخش"
اما تو مراقب خودت باش
حواست باشد...
"همه شهر مهیا ست مبادا که تو را...
دانه و دام زیاد است مبادا که تو را..."
- ۱.۲k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط