چقدر حال و هوایم این روز ها

چقدر حال و هوایم این روز ها
شبیه شعر های "علی آذر" است...

روی بام نشسته ام...
خیره به آسمان..‌
سیگار در دستم..
یک نخ،دو نخ،سه نخ...
"نفست باز گرفت این همه سیگار نکش"
به پایین نگاه میکنم...
همه شهر زیر پای من است...
"به سرم میزند این مرتبه حتما بپرم"
از دور تو را میبینم....
"من تو را دیدم و آرام به خواب افتادم"
میان زمین و هوا معلق...
من که رفتم از این دنیای پوچ...
"خود کشی دست خودم نیست خدایا تو ببخش"
اما تو مراقب خودت باش
حواست باشد...
"همه شهر مهیا ست مبادا که تو را...
دانه و دام زیاد است مبادا که تو را..."
دیدگاه ها (۴)

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

تو جذذذذذذذذذذابیت شعرینباشی شعر میمیرهتموم جمله ها میرندل خ...

فرودگاه‌ها ,بوسه‌های بیشتری ازسالن‌های عروسی به خود دیده‌اند...

گلاویزِ یک جمعه امعنکبوتیتار تنیده در دهلیز های تاریکِ ذهنپی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط