part.3
part.3
# مرد_من
پیتر، بیا دیگه… آهنگ جدید داره شروع میشه ها!
من یه نگاه به لیانا انداختم.
آروم گفتم:
اگه بخوای، میتونم کمکت کنم تا اونجا هم بیای.
لبخند زد و گفت:
نه، اینجا خوبه… تو برو، منم همینجا میمونم.
یه لحظه دودل شدم، ولی بعد بهش گفتم که زود برمیگردم.
وقتی ازش فاصله گرفتم، یه بار دیگه برگشتم و نگاهش کردم. هنوز کنار آتیش نشسته بود و نور نارنجی شعلهها دورش رو گرفته بود، طوری که انگار برای چند ثانیه از بقیهی شلوغیهای کمپ جدا شده بود.
وقتی به دوستم رسیدم، آهنگ تازه شروع شده بود و بقیه داشتن با ریتمش دست میزدن.
دوستم با خنده گفت:
بالاخره اومدی!
منم فقط لبخند زدم، ولی ذهنم هنوز پیش لیانا بود.
ادامه دارد....
اگههه خوشتوننن اومدد خوشحال میشمم حمایتم کنیددد🥹💋🫂
# مرد_من
پیتر، بیا دیگه… آهنگ جدید داره شروع میشه ها!
من یه نگاه به لیانا انداختم.
آروم گفتم:
اگه بخوای، میتونم کمکت کنم تا اونجا هم بیای.
لبخند زد و گفت:
نه، اینجا خوبه… تو برو، منم همینجا میمونم.
یه لحظه دودل شدم، ولی بعد بهش گفتم که زود برمیگردم.
وقتی ازش فاصله گرفتم، یه بار دیگه برگشتم و نگاهش کردم. هنوز کنار آتیش نشسته بود و نور نارنجی شعلهها دورش رو گرفته بود، طوری که انگار برای چند ثانیه از بقیهی شلوغیهای کمپ جدا شده بود.
وقتی به دوستم رسیدم، آهنگ تازه شروع شده بود و بقیه داشتن با ریتمش دست میزدن.
دوستم با خنده گفت:
بالاخره اومدی!
منم فقط لبخند زدم، ولی ذهنم هنوز پیش لیانا بود.
ادامه دارد....
اگههه خوشتوننن اومدد خوشحال میشمم حمایتم کنیددد🥹💋🫂
- ۵۳
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط