{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامرد جهان خانومN:

نامرد جهان خانومN:
ی اتاق تاریک و
ی مشت کاغذ خط خطی
ساعت چه تند میگذره
ده زنگ بزن لعنتی
همش یادمه
هزار جور قهر و بحث و اشتی
هواتو کردم که هیچ وقت
هوامو نداشتی
همه اطرافیانم به حالم میسوزه دلشون
اگه سراغتو گرفتن من چی بگم بهشون
عشق قدیمیش اومده دوباره دلشو برده
دستم درد میکنه
ایینه ترک خورده
چشام سیاهی میره
کنج اتاقم نشستم
برو به همه ی دنیا بگو این پسره ام زدم شکستم
دستام و دهنم بوی دود میدن
انگار این یکی قرار نیس ترکم کنه
هه سیگارو میگم
تو که ندیدی هیچ خداهم چششو رو ما بست
بخند بهم به بعدی بچسب
چه قدر دستم رفت رو شمارت
ولی زنگ نمیزدم
ک نگن عشقت با عشقش در حال مکالمس
خیلی راحت پاتو گذاشتی رو دل پاره پارم
بگو اسم بعدی چیه…!؟
من طاقتشو دارم
با چ رویی اومدی میگی دوست ندارم
لعنتی هنوز تاریخ تولدت رمز گوشیمه
چه قول هایی بهم دادی
حالا یکی دیگه دلتو برده
مثل اینک کلا عشقم واست مرده
اصلا حالمو میدونی!؟
اصلا درکم میکنی!؟
حال یتیمی رو دارم که
فوش پدر خورده
همونی ک با مرگش تورو بهم داد
امروز گرفتت ازم
تو نفس من بودی
به همه کسم قسم
حالا عاشق غریبه هایی
کاش ی غریبه بودم
تو که میدونستی
من بی تو کسی رو ندارم
به بعدی هم میگی زندگیم
رو پای تو میذارم
اونم عشقم صدا میکنی
براش ناز میکنی
هرچی خاطره داریم
رو از فکرم میزنم
فکر اینکه دستات
تو دستاشه ویرونم میکنه
بعد رفتنت …
موهامو از ته میزنم
چون خاطره دستات
لای موهام روانیم میکنه
گور بابای غرورم
همه دوستام گریه هامو دیدن
ولی هنوز…
دوستام منو به جون تو قسم میدن
میبینی هنوز کسی رفتنتو باور نکرده
خدایا تمومش کن ک دیگه
از زندگیم سیرم…
مادر دعا کن ک میخوام بمیرم
دلم تنگه
دلم دستای مادرمو میخواد
هه√
دیگه باید سراغ عشقمو از دوستش
بگیرم
من تو فکر اینم رو سنگ قبرم چی بنویسم…؟؟
تو تو فکر اینی ک عکس تلگرامت با فازت جور باشه…!!
این قدر تو ی پست حرف میزنم
چون دیگه زندگیم نیس پیشم
همه زندگیمو گذاشتم پات
و گذاشتی منو سرکارم
الان نه.....دروت خیلی شلوغه
وقتی همه ولت کردن بات حرف دارم
امروز شب تولدمه و من خاکش میکنم
به جاان مادرم با اشکام پاکت میکنم
_____________________________
عشق…؟؟ نه دیگه ممنون
دیدگاه ها (۵)

از وقتی اومدی تو زندگیم کنارت غرق حال خوبمباتو لحظه هام بهم ...

پارت۲

او عزیز کرده دیگه ۲۹ سالت شد نه ؟حالت خوبه؟او کوکی امروزم گذ...

دازای با گریه لب زد:چرا.... چرا خوابیدی؟؟؟ مگه چقدر....چقدر ...

ثلامعلیکم.بنده دفتر هستم.بیصو ثیث ساله.از شهر سنگ قبر.کشور م...

فیک استاد کیم پارت سه+پس کاری ندارین خدا نگه دار داشتم میرفت...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

نمیدونم چرا همه اطرافیانم دارن منو عذاب میدن !از فامیل محبتی...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط