{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف اسمش خبردار بوده میره سربازی، هروقت فرمانده میگفت خبر

طرف اسمش خبردار بوده میره سربازی، هروقت فرمانده میگفت خبردار یارو دست بلند میکرد میگفت حاضرقربان، فرمانده هم بهش میگفت احمق با تو نبودم یعنی صاف بایست، یه روز یک هیأت نظامی قرار شد بیان بازدید، فرمانده پیش خودش فکر کرد که این سربازه آبروشو میبره به همین خاطر بهش یک ماه مرخصی داد، وقتی هیأت بازدیدکننده اومدند فرمانده بلند گفت : خبردار، همه سربازا داد زدند : رفته مرخصی قربان
دیدگاه ها (۷)

یکی فامیلش "خبردار" بوده میره سربازی، هروقت فرمانده میگفت خب...

طرف اسمش خبردار بوده،میره سربازی، هروقت فرمانده میگفت: خبر د...

طرف فامیلیش "خبردار" بوده! میره سربازی، هر وقت فرمانده میگفت...

طرف فامیلیش "خبردار" بوده!میره سربازی، هر وقت فرمانده میگفته...

طرف فامیلیش "خبردار" بوده!میره سربازی، هر وقت فرمانده میگفته...

طرف فامیلیش "خبردار" بودهمیره سربازی،هر وقت فرمانده می گفته:...

شاهزاده و دختر گدا♠️ 2

پارت ۳۴:جلسه افراد مهمتاکه میچی بعد از اون اتفاق برگشت به ای...

🖥 #کلیپ استاد #رائفی_پور 📁 «سلاح کشنده‌ی اسرائیل»🎤 سخنرانی «...

یه جمله تاریخی خطاب به سطلی‌ها. آفــــــریــــــن بانو 👏🏻👌🏻#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط