خدارو شکر میکنم...
خدارو شکر میکنم...
برای همسرم...
چون میگه امشب شام سوسیس داریم
چون امشب خونه پیش منه نه بیرون با دوستاش.
برای شوهرم...
چون مثل یه گونی سیب زمینی افتاده رو مبل
چون خونه پیش منه و نه بیرون با زنهای دیگه.
برای فرزندم...
چون از شستن ظرفها شکایت دارد
و این یعنی خونه مونده و تو خیابون ول نیست.
برای شلوغی و کثیفی خانه بعد از مهمانی
چون یعنی دوستانی دارم که میان پیشم.
برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن
چون یعنی غذا برای خوردن دارم.
برای سایه ای که شاهد کار منه
چون یعنی خورشید به زندگیم میتابه.
برای پنجره هایی که باید تمیز بشه
چون یعنی خانه ای برای زندگی کردن دارم.
برای هزینه بالا برای گرمایش
چون یعنی خانه گرمی دارم.
برای مردی که در مسجد پشت سرم نماز را با صدای بلند میخواند
چون یعنیگوشم میشنود.
برای کوه لباسهایی که باید شسته و اتو بشوند
چون یعنی رختی برای پوشیدن دارم.
برای کوفتگی و گرفتگی عضلاتم در اخر روز
چون یعنی قادر بودم که سخت کار کنم.
برای زنگ ساعتی که مرا صبح زود از خواب بیدار میکند
چون یعنی هنوز زنده هستم.
خدارو شکر میکنم...
برای همسرم...
چون میگه امشب شام سوسیس داریم
چون امشب خونه پیش منه نه بیرون با دوستاش.
برای شوهرم...
چون مثل یه گونی سیب زمینی افتاده رو مبل
چون خونه پیش منه و نه بیرون با زنهای دیگه.
برای فرزندم...
چون از شستن ظرفها شکایت دارد
و این یعنی خونه مونده و تو خیابون ول نیست.
برای شلوغی و کثیفی خانه بعد از مهمانی
چون یعنی دوستانی دارم که میان پیشم.
برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن
چون یعنی غذا برای خوردن دارم.
برای سایه ای که شاهد کار منه
چون یعنی خورشید به زندگیم میتابه.
برای پنجره هایی که باید تمیز بشه
چون یعنی خانه ای برای زندگی کردن دارم.
برای هزینه بالا برای گرمایش
چون یعنی خانه گرمی دارم.
برای مردی که در مسجد پشت سرم نماز را با صدای بلند میخواند
چون یعنیگوشم میشنود.
برای کوه لباسهایی که باید شسته و اتو بشوند
چون یعنی رختی برای پوشیدن دارم.
برای کوفتگی و گرفتگی عضلاتم در اخر روز
چون یعنی قادر بودم که سخت کار کنم.
برای زنگ ساعتی که مرا صبح زود از خواب بیدار میکند
چون یعنی هنوز زنده هستم.
خدارو شکر میکنم...
- ۲.۳k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط