Part: 17
Part: 17
The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات دهنده من)
گفتم:
دراماتیک بازی در نیار.......
اسمتو بگو!
گفت:
جورج هستم.......
گفتم:
خب، جورج منو ببر یه جای امن........
گفت:
چشم، اگه میشه سوار ماشین شو........
سوار شدم و راننده اش درجا گازو گرفت و رفت.......
من هنوزم اعتماد ندارم و خودم رو آماده کردم برای هرگونه حرکت یا تهاجم.......
یه دفعه به پشتم نگاه کردم و از این تصمیمم پشیمون شدم.......
بله، رسیده........
فکر کنم متوجه من شد و دستور داد یه ماشین بیاد منو به پاد.......
سریع داد زدم و به راننده گفتم:
بیشتر گاز بده اونا افتادن دنبالمون.......
یه کاری کن گممون کنن.......
گفت:
حله، خانم!
بعد و ۵ دقیقه دیگه ماشینی رو ندیدم و حدوده ۲۰ دقیقه بعد فهمیدم که از شهر خارج شدم........
ترسیدم و گفتم:
چرا از شهر خارج شدیم؟
گفت:
عمارت آقا توی جنگل ها و بین درختا هست جایی که هیچ کس مزاحمتون نمیشه.........
دیگه هیچی نگفتم.........
The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات دهنده من)
گفتم:
دراماتیک بازی در نیار.......
اسمتو بگو!
گفت:
جورج هستم.......
گفتم:
خب، جورج منو ببر یه جای امن........
گفت:
چشم، اگه میشه سوار ماشین شو........
سوار شدم و راننده اش درجا گازو گرفت و رفت.......
من هنوزم اعتماد ندارم و خودم رو آماده کردم برای هرگونه حرکت یا تهاجم.......
یه دفعه به پشتم نگاه کردم و از این تصمیمم پشیمون شدم.......
بله، رسیده........
فکر کنم متوجه من شد و دستور داد یه ماشین بیاد منو به پاد.......
سریع داد زدم و به راننده گفتم:
بیشتر گاز بده اونا افتادن دنبالمون.......
یه کاری کن گممون کنن.......
گفت:
حله، خانم!
بعد و ۵ دقیقه دیگه ماشینی رو ندیدم و حدوده ۲۰ دقیقه بعد فهمیدم که از شهر خارج شدم........
ترسیدم و گفتم:
چرا از شهر خارج شدیم؟
گفت:
عمارت آقا توی جنگل ها و بین درختا هست جایی که هیچ کس مزاحمتون نمیشه.........
دیگه هیچی نگفتم.........
- ۱۸۰
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط