برایت مینویسم که بعد از تو
برایت مینویسم که بعد از تو
دلیل دندان گیری برای عشق دیگری پیدا نکردم..
فقط به دنبال بهانه بودم تا
فرار کنم..
از خودم..
از عشق..
و از تویی که خاطراتت
چون تقدیر، به پای آینده ام گره شده است..
برایت مینویسم که بعد از تو
آنقدر سنگ تمام برای بی کسی ام و
آنقدر «نه» را...
در گیومۀ نگاه خریدارانه عشاق این حوالی گذاشته ام..
آنقدر سر حرف را با شعر باز کرده ام و
آنقدر به دروغ
قربان صدقۀ تنهایی ام رفته ام که دیگر
از پسش بر نمی آیم.. گلستان کردن آتشی را که تو
به جانِ بغض و احساس و زندگی ام... زبانه زدی....
دلیل دندان گیری برای عشق دیگری پیدا نکردم..
فقط به دنبال بهانه بودم تا
فرار کنم..
از خودم..
از عشق..
و از تویی که خاطراتت
چون تقدیر، به پای آینده ام گره شده است..
برایت مینویسم که بعد از تو
آنقدر سنگ تمام برای بی کسی ام و
آنقدر «نه» را...
در گیومۀ نگاه خریدارانه عشاق این حوالی گذاشته ام..
آنقدر سر حرف را با شعر باز کرده ام و
آنقدر به دروغ
قربان صدقۀ تنهایی ام رفته ام که دیگر
از پسش بر نمی آیم.. گلستان کردن آتشی را که تو
به جانِ بغض و احساس و زندگی ام... زبانه زدی....
- ۸۹۶
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط