{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدن اینکه عزیز ترین فرد زندگیت اینجوری به خاطرت اشک بریز

دیدن اینکه عزیز ترین فرد زندگیت اینجوری به خاطرت اشک بریزه زیبا نیست ؟

با شنیدن صدای نوتیف گوشی ، اون رو برداشتی و نگاهی به شماره فرستنده کردی .. شماره ناشناس بود پس با عجله ی بیشتری پیام رو باز کردی ..
عکسی از طرف فرد مقابل با نوشته ی : ( اون حالا ماله منه ) برات ارسال شده بود .. با دیدن متن با اظطرابی بیشتر عکس رو باز کردی …
با دیدن اون تصویر خون تو رگ هات یخ زد ، قلبت برای لحظه ای ایستاد و صدای ترک برداشتنش تا کیلومتر ها اون ور تر رفت …
تصویری که نمایشگر موبایل درحال نشون دادنش بود برات غیر قابل تحمل بود ..
گذشت هر لحظه برابر بود با جاری شدن گلوله های بیشتر اشک از چشمهای درشت و قهوه ای رنگت …
قلبی که تا چند لحظه ی پیش به عشق مرد میکوبید انگار دیگه انگیزه ای واسه ی کار کردن نداشت …
در همین حین در اتاق باز شد و مرد با نگرانی به سمتت قدم برداشت ، کنارت نشست و دستش رو روی دستهای سرد و استخونیت قرار داد ، چشمهای نگرانش رو بهت داد و سوالش رو بیان کرد :
_ چیشده دورت بگردم ؟ چرا داری اینجوری گریه میکنی ؟
دستش رو پس زدی و با لحنی تند پاسخ دادی
+ دستای کثیفت رو به من نزن
_ بگو ببینم چیشده ، داری سکتم میدی

بدون زدن حرفی گوشی رو مقابل صورتش قرار دادی .. مرد بلافاصله چشمهاش گرد شد و نگران تر از قبل ، جمله ای رو بیان کرد :

_ این توضیح داره ، لطفا بهم گوش کن و زود قضاوت نکن .. خودت که میدونی تورو با دنیا عضو نمیکنم و اگه قرار باشه منو بکشن عمرا بهت خیانت نمیکنم … خودت میدونی که همه ی وجودمی پس بزار برات توضیح بدم .. لطفا ..

پاسخی ندادی و فقط چشمهای اشکیت رو به نگاهش گره زدی و منتظر ادامه ی صحبتش شدی

_ امروز موقعی که داشتم از کمپانی بر میگشتم یک دختری جلومو گرفت و ادعا کرد که از طرفدارامه و میخواد باهام عکس بگیره ، منم طبق معمول رفتار کردم و واستادم تا باهاش عکس بگیرم ولی یهو یقمو گرفت و شروع کرد به بوسیدنم ، قرار بود بعد حموم همچیو برات تعریف کنم ، فکر نمیکردم انقدر برای خراب کردن زندگیم عجله داشته باشه ..
+ از کجا معلوم از خودت داستان نبافتی
_ امروز با نیکی و جونگوون اومدم ، میتونی از اونا بپرسی ، من هیچوقت حتی به دختر دیگه ایم فکر نکردم قشنگم .. اصلا تصور خودم بدون تو برام غیر ممکنه .. خودت میدونی که چقدر عاشقتم دیگه ؟؟
بیا بغلم دورت بگردم ، من قربون تک تک اشکات بشم زیبام ..
دیدگاه ها (۲)

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

هتل ۴۰۴ p.1

نمیخوام کسی رو جز من لمس کنی متوجهی ؟ ( part 2 )

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐عصر همون روز، طبق آدرسی...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت پانزدهم 𓆪ات پشت سر جیمین ایستاد.جیمین ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...

سناریو💯بی تی اس🇰🇷✨وقتی: خشتکش ات یهو جر میخوره نامجون: اخ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط