{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو

این کوچه های خسته ی چشم انتظار تو

منظومه ی بلند غزل های ناز من!

خورشید هم ستاره شود در مدار تو


زیبا ترین تغزل بارانی منی

می بالد عاشقانه غزل در بهار تو

عطری نجیب می وزد از واژه های من

هرگز نبوده این همه شعرم دچار تو

بخشیدم عاشقانه دلم را به چشمهات

باشد که بی بهانه شود در کنار تو

جایی که عشق نیز دچار تو می شود

از من عجیب نیست شوم بی قرار تو
دیدگاه ها (۲)

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

امشب دوباره،کار دستم داد بارانفهمید دلتنگم، شکستم داد بارانم...

بیا به عاشقی و شعر متهم باشیم ...بیا بهانه نگیریم عشق هم با...

کاش من و تو دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم تنگ در ...

تو هیچ وقت نباید بفهمی....که لشکرِ خاطراتت...چگونه بغض قلمم ...

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط