Love or lust
Love or lust?
part 2
به ساعت نگاه کردم...
«۶:۳۶»
بهتره که ساعت ۱۰ بخوابم چون واقعا صبح زود بیدار شدن برام سخته!
رفتم حموم یه دوش یه ساعته گرفتم که البته بیشتر داشتم با کف موهام بازی میکردم!
از حموم اومدم بیرون و رفتم سر میزی که گوشه اتاقم بود
همه وسایل روتین پوستیم اینجاست پس چرا به خودم نرسم؟
۸:۵۷ شب
به ساعت نگاه کردم... اومم خوبه
الان که روتین پوستیمم انجام دادم بهتره که برم لباسی که فردا میخوام بپوشم رو انتخاب کنم
رفتم سر کمد و با حجم زیادی از لباسای لش و دارک مواجه شدم
واقعا قشنگن ولی اگه با اینا برم قصر...هنوز وارد نشده پرتم میکنن بیرون!
یه دامن خاکستری برداشتم که تا زیر زانو هامه
لباس ی بپوشم حالا..؟
یه ذره گشتم که یه کراپ تاپ سفید پیدا کردم
فکر کنم این خوب باشه
دامن و تاپ رو برداشتم و گذاشتم شون روی چوب لباسی چون میترسم گمشون کنم
دوباره به ساعت نگاه کردم...
ساعت ۹ عه
از اتاقم اومدم بیرون و رفتم سمت آشپزخونه
چند تا کوکی برداشتم و از یخچال شیر رو اوردم بیرون
شیر رو توی لیوان ریختم و با کوکی ها خوردمشون
وقتی تموم کردم لیوان رو شستم و دوباره رفتم توی اتاقم
مطمئنم اگه اتاقم نبود من الان آواره بودم!
توی اتاقم حموم و دستشویی بود..
رفتم توی دستشویی و مسواک زدم
از حموم کرم مرطوب کننده رو برداشتم و به دستام زدم
جدیدا احساس میکنم دستام دارن خشک میشن...
وقتی کارام تموم شد از حموم اومدم بیرون چراغ اتاق رو خاموش کردم و خودم رو روی تختم پرت کردم
چراغ خوابی که بغل تختم بود رو روشن کردم و گوشیم رو برداشتم
بازش کردم...
مثل همیشه خالی!
اصلا من تا حالا دوستی داشتم؟
یادم نمیاد..
واسه ساعت ۷ صبح تایمر گذاشتم و بعد خوابیدم
ادامه دارد...
part 2
به ساعت نگاه کردم...
«۶:۳۶»
بهتره که ساعت ۱۰ بخوابم چون واقعا صبح زود بیدار شدن برام سخته!
رفتم حموم یه دوش یه ساعته گرفتم که البته بیشتر داشتم با کف موهام بازی میکردم!
از حموم اومدم بیرون و رفتم سر میزی که گوشه اتاقم بود
همه وسایل روتین پوستیم اینجاست پس چرا به خودم نرسم؟
۸:۵۷ شب
به ساعت نگاه کردم... اومم خوبه
الان که روتین پوستیمم انجام دادم بهتره که برم لباسی که فردا میخوام بپوشم رو انتخاب کنم
رفتم سر کمد و با حجم زیادی از لباسای لش و دارک مواجه شدم
واقعا قشنگن ولی اگه با اینا برم قصر...هنوز وارد نشده پرتم میکنن بیرون!
یه دامن خاکستری برداشتم که تا زیر زانو هامه
لباس ی بپوشم حالا..؟
یه ذره گشتم که یه کراپ تاپ سفید پیدا کردم
فکر کنم این خوب باشه
دامن و تاپ رو برداشتم و گذاشتم شون روی چوب لباسی چون میترسم گمشون کنم
دوباره به ساعت نگاه کردم...
ساعت ۹ عه
از اتاقم اومدم بیرون و رفتم سمت آشپزخونه
چند تا کوکی برداشتم و از یخچال شیر رو اوردم بیرون
شیر رو توی لیوان ریختم و با کوکی ها خوردمشون
وقتی تموم کردم لیوان رو شستم و دوباره رفتم توی اتاقم
مطمئنم اگه اتاقم نبود من الان آواره بودم!
توی اتاقم حموم و دستشویی بود..
رفتم توی دستشویی و مسواک زدم
از حموم کرم مرطوب کننده رو برداشتم و به دستام زدم
جدیدا احساس میکنم دستام دارن خشک میشن...
وقتی کارام تموم شد از حموم اومدم بیرون چراغ اتاق رو خاموش کردم و خودم رو روی تختم پرت کردم
چراغ خوابی که بغل تختم بود رو روشن کردم و گوشیم رو برداشتم
بازش کردم...
مثل همیشه خالی!
اصلا من تا حالا دوستی داشتم؟
یادم نمیاد..
واسه ساعت ۷ صبح تایمر گذاشتم و بعد خوابیدم
ادامه دارد...
- ۳.۴k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط