{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

﷽⤵

﷽⤵

توی محوطه دانشگاه باد خیلی شدیدی میوزید,

طوری که مجبور بودی چادرت را محکم دور خودت بپیچی تا مبادا باد چادر را ازسرت برگیرد.
به وسط محوطه رسیده بودیم.
شدت باد و گردو خاک انقدر زیاد بود که ناخوداگاه چشمهایمان رابستیم و وسط محوطه ایستادیم.
در همین شلوغی,
باد چادر دختری را ازسرش برداشت وچندمتر انطرف تر پرتاب کرد.
کل محوطه پرشد از صدای خنده های پسران هرزه ای که چادر دختر را مسخره میکردند.

بیچاره ان دختر اشک چشمش را پاک کرد وخواست به طرف چادرش برود که ازبین جمع پسری ارام چادر دختر رابرداشت,
تمیز کرد و به طرف دخترک امد.
لحن صدایش هنوز درخاطرم هست.
ارام گفت:
خواهرم تبریک میگم سلاح بزرگی همراهتان است.
ازخنده های پسران اینجا ناراحت نباش.
اینها رسم مرد بودن را نمیدانند.
سپس لبخندی زد وادامه داد:
دلگیر مباش خواهرم,
چادرت را محکمتر بگیر.
ومن چقدر ان لحظه احساس سرخوشی کردم,
وقتی که دانستم هنوز هم هستند انسان هایی که بوی "مرد " میدهند.

""چادرت را محکم تر بگیر خواهرم""

نترس..

بگذار گرگ ها هرچقدر میخواهند زوزه بکشند.

─═हई♚پرنسس های چادری♚ईह═─
دیدگاه ها (۱)

﷽⤵✘ حجاب داشتن منطق و دلیل آنچنانی هم نمی خواهدکمی فکر می خو...

﷽⤵ می گویند سیاهی چادرم چشم را میزند! چشم ادم های حریص و هرز...

....

﷽⤵ چـــــــــادرمتو روحم را می آرایینه تن نحیف و خاکیم رابر ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 98✦....................

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱²⁸/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

پارت سی‌وچهارم | شبِ شلوغپارک لارابالاخره جلوی یکی از معروف‌...

گل سرنوشت

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

﷽ توی محوطه دانشگاه باد خیلی شدیدی میوزید, طوری که مجبور بود...

توی محوطه دانشگاه باد خیلی شدیدی می وزید، طوری که مجبور بودی...

توی محوطه دانشگاه باد خیلی شدیدی می وزید، طوری که مجبور بودی...

توي محوطه دانشگاه باد خيلي شديدي مي وزيد، طوري که مجبور بودي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط