خیال روی تو چون در ناب در نظر است

خیال روی تو چون در ناب در نظر است
ز اشک دمبدمم صد حباب در نظر است
چو مست روی تو من، روی مهوشان چه کنم
به دزدکی نگرم کافتاب در نظر است
اگر دلت به لب بحر می کشد، ای سرو
نشین به گوشه چشمم که آب در نظر است
خیال زلف تو در دیده ام شبی گردید
ازان خیال مرا اشک ناب در نظر است
شبی به خواب نظر بازیی به او کردم
مرا همیشه ازان لحظه خواب در نظر است
به نور روی تو در زلف می توان رفتن
شب است و شعشعه ماهتاب در نظر است
ز عشق چشم تو چو سرخوش و مست است
به یاد لعل تو او را شراب در نظر است
دیدگاه ها (۱۷)

رمضان است بیا با لبت افطار کنمروزه را "باز" به لب‌های تو این...

زن ڪه بیش از حدّ براے مرد،مرهم مے شودمثلِ حوّا عاقبت پاسوزِ ...

به نسیم گذران از سر زلفت بسپارنکند عطر تو ر...

مشق عشقم حاضر است، عشقم ،برایم خط بزن دفتر محنت ببند و نمره...

جان پرورم گهی که تو جانان من شویجاوید زنده مانم اگر جان من ش...

خوشا شبی که به آرامگاه من باشیمن آسمان تو باشم، تو ماه من با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط