به نسیم گذران از ...
به نسیم گذران از سر زلفت بسپار
نکند عطر تو را از سر این کو ببرد
به لبم مُهر خموشی زده ام تا که مباد
ز حسودان احدی از دل ما بو ببرد
ندهد گر که جوابی به دعاهای دلم
چه کند چاره؟ مگر! دست به جادو ببرد
به دو چشم عسلت مست چنان گشته غزل
خبرش گو چه کسی مرقد خواجو ببرد؟!
کند از ساغر بشکسته تراوش غم عشق
نبوَد مأمن امنی ، دل اگر ،،،مو ببرد
نکند عطر تو را از سر این کو ببرد
به لبم مُهر خموشی زده ام تا که مباد
ز حسودان احدی از دل ما بو ببرد
ندهد گر که جوابی به دعاهای دلم
چه کند چاره؟ مگر! دست به جادو ببرد
به دو چشم عسلت مست چنان گشته غزل
خبرش گو چه کسی مرقد خواجو ببرد؟!
کند از ساغر بشکسته تراوش غم عشق
نبوَد مأمن امنی ، دل اگر ،،،مو ببرد
- ۴.۷k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط