مشق عشقم حاضر است عشقم برایم خط بزن

مشق عشقم حاضر است، عشقم ،برایم خط بزن
دفتر محنت ببند و نمره ام بی حد بزن
پس چرا دیر آمدی؟ بغض صدایم سیل شد
دست مهرت رابگیر، روی صدایم سد بزن
در نبودت نقش فرش آن نگاهت مرده بود
بر سر دارم بکن، از نو نگارم رج بزن
بوسه را هرگاه ز دلدارت بگیری تازه است
بی حیا شو ،چشم پوش و ،بر لبانم لب بزن
در مقام بهترین رسوای سال
غرق آغوشم شو و، بر دل نشان بد بزن.
دیدگاه ها (۸)

به نسیم گذران از سر زلفت بسپارنکند عطر تو ر...

خیال روی تو چون در ناب در نظر استز اشک دمبدمم صد حباب در نظر...

خبرت هست که از من خبری هیچ نداریبر من_دلشده دیگر نظری هیچ ند...

"من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند"عشق را در خانه ی دل خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط