{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁷²

کوک: پس تو تهیونگ فقط پسر عمو میبینی
ا.ت: اره
کوک: از کجا میدونی اونم به تو هیچ حسی نداره و تو رو فقط دختر عمو میدنه
ا.ت: مطمئنم
کوک: مگه از دل او خبر داری ها
ا.ت: 😥ما فقط دوستیم
کوک: یه پسر و یه دختر هیچوقت نمیتونن دوس باشن باهم یا اینکه ده سال از دوستیشون گذشته باشه
ا.ت: یعنی میخوای بگی که تهیونگ منو دوست داره
کوک: شاید تازه پیش بورا بودم تو بغلم داشت گریه میکرد و میگفت که میترسه تهیونگ حسش بهش کم بشه پس ا.ت رابطتتو سرد کن نه زندگی خودمون دوتا خراب کن نه زندگی بورا بزار تهیونگ و بورا بچشون هم باهم باشن
ا.ت: 😔😔
کوک: یکم فکراتو کن من بهت نمیگم که اصلا باهاش حرف نزن میگم که بیرون نرو
ا.ت: حالم خوب نیست
کوک: بیا بریم یه چیزی بخور
ا.ت: نمیخوام میخوام که برم یه جایی تو بغلت استراحت کنم
هوفف خیالم راحت شد خیلی استرس داشتم فک میکردم ا.ت هم تهیونگ دوس داره
کوک: باشه بیا اینجا بشین بیا بغلم
ا.ت: میدونی چرا گفتم بغلت
کوک: نه چرا
ا.ت: وقتی بغلت میکنم حس خوبی بهم دس میده
کوک: پس بیا بغلم کلی بهت حس خوب بدم
ا.ت: من نمیدوستم که بورا ناراحته
کوک: باید خودتو بزاشتی جای بورا مثلا فک میکردی که من بایه دختری
ا.ت: من بهت میگفتم که با دختره نگرد من دختر پررویی هستم
کوک: ولی بورا خیلی مهربونه و خجالتی
ا.ت: عزیزم باید برم ازش معذرت خواهی کنم
کوک: حتما باید بری بعد هم باید بری با تهیونگ هم حرف بزنی
ا.ت: باشه میزنم فقط الان چیزی نگو تا حس خوب بگیرم
کوک: 😂

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

fake kookpart*⁷³کوک: حالت خوبه یعنی بهتریا.ت: ارهکوک: ببخشید...

fake kookpart*⁷⁴ از دید ا.تزنگ زدم به تهیونگتهیونگ: الوا.ت:ک...

fake kookpart⁷¹رفتم بیرون زنگ زدم به ا.تا.ت: الو کوک: کجاییا...

fake kookpart*⁷⁰دو هفته بعداز دید کوکرفتم خونه بورابورا: خوش...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

پارت ۵عمو های من مافیان

love in the dark④①همه رفتن و من و جونگکوک تنها بودیمکوک: هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط