{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این پارت اسماته اگه جنبه نداری نخون لطفا گزارش نده

[این پارت اسماته اگه جنبه نداری نخون لطفا گزارش نده ❌️‼️‼️)

★Secret love with one of the seven princes ★
★عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده ★
Part : 18
+جانم ددی
پوزخندی زد با چشمانی که شیطونی نگام کرد و اروم گفت ...
×سردت نیست ؟
+نه می خوایی بخاری رو روشن کنم ؟
×روشن کن .
دستم رو روی صفحه مانیتور گذاشتم و دمای ماشین رو بالا بردم پنجره رو بستم سرعتم رو کم کردم .
×ببینم تو به من گفتی ددی ؟
+اره بعضی اوقات با سوا وقتی مست می کردیم چشمامون رو می بستیم و مکان هایی رو فرض می کردیم که داریم مخفیانه شما هارو می بوسیم .
گونه هام سرخ شد بود . با چشمایی امید وار به جاده نگاه می کردم . تهیونگ از یونگی و یونگی از تهیونگ سبقت می گرفت هوسوک هم پشتشون بود .
×و بعد مارو ددی صدا می کردین .
+اره . خب فقط‌ما نمی کنیم که
کمی سکوت کرد. کمر بندش رو باز کرد و گفت
×پنجره هات دودی هستن ....
+اره مگه چی.....
نزاشت حرفم تموم شه گفت
×اگه حالت رانندگی خود کار داره فعال کن
گفتم
+چرا؟.
×تو فعالش کن
فعال کردم که همون موقع .....
کمر بندم رو باز کرد یکی از دستاش رو روی صورتم گذاشت و ل.باش رو روی لب.ام کبوند همونجوری موند . بعد دست دیگش رو روی کمر گذاشت و از روی لباسم به پوست ت.نم برخورد کرد . شروع کرد به به مکید.ن لبا.م دوست نداشتم همراهیش کنم اما انقدر خوب بلده کیس بره که ادم دَوم نمیاره .... کمی‌بعد همراهیش کردم چشمام رو بستم دستام رو توی موهاش بردم و اروم مک زردم .... بوسه هامون خیس شد . صدای بوسه هامون کل فضای ماشین رو پر کرده بود . بعد چند مین نفس کم اوردیم و جدا شدیم .........
×تو ... منو معتاد کردی دختر ... معتاد لباتم ...
لبام چه مزه ای بود .....
×مزه توت فرنگی می داد .... ومال من چی ؟
موز .... و اینکه اگه می خوایی دوباره منو ببیوسی .. پریسینگ هاتو فشار نده باشه ... قول ...؟
×باشه قبول ... امم می گم می خوایی ادامه بدیم ...
حرفش با زنگ خوردن گوشیش قطع شد .. جواب داد و گذاشت روی پخش با صدای سرد گفت ....
×بله هیونگ
نامی : جونگ کوک ماداریم برمیگردیم شما همین جوری دارین می رین جلو ...
با این حرفش جلو رو نگاه کردم راست میگه خیلی از شهر دور شدیم
×ا.ت حالش بد شد می خوام ببرمش بیمارستان بعد می ایمم
نامی : باشه مراقب باشین شبه ... خدافظ
×شب بخیر هیونگ
گوشی رو قطع کرد
واقعا منو می خوایی ببری دکتر
اومد نزدیک و با خنده گفت
×پس چجوری می خوای خوب بشی ....
اومدم نزدیک ...
تو منو خوب می کنی ... با بودن تو خوب می شم
خندید
×پس اداه می دیم
بله فقط صبر کن می خوام یک مکان توپ برات بسازم
بیرون رو نگاه کردم جای پارک داشت پارک کردم و گفتم
hey tesla
Tesla: Wath you want y/n
sleep mood ON
TESLA: OK
خب الان تکیه بده و کفشت رو در بیار
با چسمانی که حیرت و شیطونی توش موج می زد نگام کرد .
ماشین کلا با شیشه های دودی شد صندلی ها به حالت خواب رفت و جنسشون مدل تشک شد
×پس از این کاراهم بلده
خب برو ته ماشین تکیه بده
صندلی های عقب شبیه تاج تخت شده بودن کوک تکیه داد منم روی پا هاش نشستم و مو هامو یک وری کردم کردمو با یک حالت
س.ک.س.ی نگاش کردم
×پس تو هم بلدی
دستم رو روی فکش کشیدم و گفتم
پس چی ددی ....
ادامه در کامنت ها کامنت نزارین لطفا تا بزارم 😁❌️❌️😈💦
دیدگاه ها (۴)

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

Part:۲۰×خب باشه بیا بغلم بیبی گرلم +یک چیز بگم بقیه بیدارن ×...

Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ا...

★Secret love with one of the seven princes★★عشق مخفی با یکی ...

پارت ۳

fallible love(عشق خطاپذیر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط