{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری به کورش کبیر گفت:من عاشقت هستم. کورش گفت:لیاقت شما

دختری به کورش کبیر گفت:من عاشقت هستم. کورش گفت:لیاقت شما برادرم هست که از من زیباتراست وپشت سرة ایستاده!دختر برگشت ودید کسی نیست!کورش گفت:اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمی کردی!عشق بزرگ ترین دروغ دنیاس
دیدگاه ها (۲)

گر محبت ثمرش سوختن وساختن است / یابه میدان محبت سرخود باختن ...

ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻭ ﻏﻢ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻋﺒﻮﺭﮐﺎﺵ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﻤﯽ ﺣ...

بعضی وقتا انقدر آدم زندگیش غمناک میشه که دوست داره یکی یهو ب...

واقعأ همینطوره بی خیال

RESPECT OR DIE : پارت هجدهمصدای مرد در راهرو پیچید...جونگ‌کو...

پارت ۴۵سال‌ها بعد، دوباره به همان کلاب بلک رز برگشتیم.همان د...

🦢 پارت پنجم | چیزی که نباید حس می‌کردمهمانی هنوز ادامه داشت....

رمان کش موی سرنوشتپارت p/۱ویو نیلا سلام من نیلا هستم یه دختر...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

🖤 قفس سیاه | معرفی رمان👑 شخصیت‌های اصلی🖤 جونگکوک۲۳ ساله | وا...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیست‌وپنجم | آخرین رنگِ عشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط