{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه دردي است در ميان جمع بودن ولي درگوشه اي تنها نشستن برا

چه دردي است در ميان جمع بودن ولي درگوشه اي تنها نشستن براي ديگران چون کوه بودن ولي در چشم خود آرام شکستن براي هر لبي شعري سرودن ولي لبهاي خود همواره بستن چه دردي است در ميان جمع بودن ولي درگوشه اي تنها نشستن به رسم دوستي دستي فشردن ولي با هر سخن قلبي شکستن به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولي در بطن خود غوغا نشستن به غربت دوستان بر خاک سپردن ولي در دل اميد به خانه بستن به من هر دم نواي دل زند بانگ چه خوش باشد از اين غمخانه رستن چه دردي است در ميان جمع بودن ولي درگوشه اي تنها نشستن براي ديگران چون کوه بودن ولي در چشم خود آرام شکستن به رسم دوستي دستي فشردن ولي با هر سخن قلبي شکستن به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولي در بطن خود غوغا نشستن به غربت دوستان بر خاک سپردن ولي در دل اميد به خانه بستن به من هر دم نواي دل زند بانگ چه خوش باشد از اين غمخانه رستن چه دردي است در ميان جمع بودن ولي درگوشه اي تنها نشستن براي ديگران چون کوه بودن ولي در چشم خود آرام شکستن چه دردي است در ميان جمع بودن ولي درگوشه اي تنها نشستن
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه_های_من#درد #زحم #رنج #درد_های_پنهان#زیبا #خاص #غمگی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

چه دردی است در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستنبرای د...

چه درديست در ميان جمع بودن ولي در گوشه اي تنها نشستن براي دي...

چه دردیست در میان جمع بودنولی در گوشه ای تنها نشستنبرای دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط