{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه درديست در ميان جمع بودن ولي در گوشه اي تنها نشستن

چه درديست در ميان جمع بودن ولي در گوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون كوه بودن ولي در چشم خود آرام شكستن
براي هر لبي شعري سرودن ولي لبهاي خود همواره بستن
به رسم دوستي دستي فشردن ولي با هر سخن قلبي شكستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ولي در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاك سپردن ولي بر دل اميد خانه بستن
به من هر دم نواي دل زند بانگ چه خوش باشد از اين غم خانه رستن
چه درديست در ميان جمع بودن ولي در گوشه اي تنها نشستن
دیدگاه ها (۲)

قصه ي منو غم تو قصه ي گل و تگرگه ترس بي تو زنه موندن ترس لحظ...

از وسعت تنهایی من می پرسیبه بلندای خیالبه بلندای فرو ریختن ق...

من میگم منو شکستن ، چشم فانوسمو بستنتو میگی خدا بزرگه ! ماهو...

حاشا نکن عشق تو از چشم تو پیداستچشمان تو لبریز از عشق و تمنا...

#عاشقانه_های_من#درد #زحم #رنج #درد_های_پنهان#زیبا #خاص #غمگی...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

چه دردیست در میان جمع بودنولی در گوشه ای تنها نشستنبرای دیگر...

چه دردي است در ميان جمع بودن ولي درگوشه اي تنها نشستن براي د...

چه دردی است در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستنبرای د...

چه دردی است در میان جمع بودن ولی در گوشه ایی تنها نشستن برای...

چه دردی است در میان جمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستنبرای دی...

چه دردي است در ميان جمع بودنولي درگوشه اي تنها نشستنبراي ديگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط