{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مرا...

تو مرا...
آنقدر آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت،
بکنم دل ز دل چون سنگت،
تو خیالت راحت...
میروم از قلبت...
میشوم دورترین خاطره در شب هایت تو به من میخندی
و به خود میگویی:
باز می آید و میسوزد ولی...بر نمیگردم نه!!!
میروم آنجاییکه دلی بهر دلی تب دارد،
دوست داشتن زیباست و اشک حرمت دارد
تو بمان...
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است...
سخت دلسنگ شده است...
تو بمان در شهرت......
دیدگاه ها (۲)

گاهی نه آشنا درد را می فهمد .!!!نه حتی صمیمی ترین دوست .!!!گ...

،،،،،

گاه دلـــــــم میگیرد ازصداقتـــــم که نمیدونم لایق کیست...گ...

،،،،،

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

تو مرا... آنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت،بکنم دل ز دل...

تو مرا... آنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت،بکنم دل ز دل...

تو مرا . .آنقدر ازردی . .که خودم کوچ کنم از شهرت . .بکنم دل ...

تو مرا...آنقدر آزردی... که خودم کوچ کنم از شهرت... ...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

و مرا آنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون ...

تو مرا . .آنقدر ازردی . .که خودم کوچ کنم از شهرت . .بکنم دل ...

تو مراآنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چ...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم‌کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط