{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مرا...آنقدر آزردی... که خودم کوچ کنم از شهرت.

تو مرا...آنقدر آزردی... که خودم کوچ کنم از شهرت... بکَنم دل ز دل چون سنگت... تو خیالت راحت.... میروم از قلبت... ... میشوم دورترین خاطره در شبهایت.... تو به من میخندی.... و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی... بر نمیگردم نه...!!! میروم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد... عشق زیباست و حرمت دارد.... تو بمان دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت.... سرد و بی روح شده است.... سخت بیمار شده است...تو بمان در شهرت ...
دیدگاه ها (۷)

تو مرا آنقدر آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت بکنم دل ز دل چون ...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم‌کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

تو مرا . .آنقدر ازردی . .که خودم کوچ کنم از شهرت . .بکنم دل ...

تو مرا . .آنقدر ازردی . .که خودم کوچ کنم از شهرت . .بکنم دل ...

.تو مراآنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چون...

.تو مراآنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چون...

تو مراآنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چ...

تو مرا آنقدر آزردي... كه خودم كوچ كنم از شهرت... بكنم دل ز د...

و مرا آنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط