یک نظر کافی بود تا که دل را ببری
یک نظر کافی بود تا که دل را ببری
چه شود در دل تو باشد از من اثری؟
بوسه ای نذر تو و چشم خمارت کردم
مُردم و زنده شدم تا که کنی تو نظری
گیج و حیران شده در شهر فقط در پی تو
کشت مرا حسرت تو وین غم بی خبری
گرچه عمر قد ندهد که کنم دیدارت
که زند ریشه ی من غم و اندوه ، تبری
تو به هر جا برسی نفست مانا باد
نشوی خانه خراب ،یا چو من در بدری
چه شود در دل تو باشد از من اثری؟
بوسه ای نذر تو و چشم خمارت کردم
مُردم و زنده شدم تا که کنی تو نظری
گیج و حیران شده در شهر فقط در پی تو
کشت مرا حسرت تو وین غم بی خبری
گرچه عمر قد ندهد که کنم دیدارت
که زند ریشه ی من غم و اندوه ، تبری
تو به هر جا برسی نفست مانا باد
نشوی خانه خراب ،یا چو من در بدری
- ۱.۵k
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط