{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( 3 تفنگدار )

( 3 تفنگدار )
پارت ۳۷

جونگکوک محکم دست جیمین را پس زد سپس عصبی و خشمگین گفت
جونگکوک: معلوم هست داری چه غلطی می‌کنی
تهیونگ: ساکت جونگکوک... جیمین آروم باش چیزی نشده که
جونگکوک پوزخندی زد
جونگکوک: عصابت رو زنم خالی نکن مرد ! ... وگرنه بد میشه
جیمین : تو اول زنتو جمع کن بعد بیا اینجا تا لحت کنم
هاری : پسره احمق فقد قصدم کمک بود همین
جیمین باز هم سمتش هجوم برد ولی جونگکوک دست رو شانه اش گذاشت و کمی هولش داد به عقب تا از مرز عصبانیت و کتک خواهرش رد نشه
جونگکوک: هوش آروم باشه ... داری دیگه زیاد روی می‌کنی مگه خری نمی‌بینی میخواست کمکمون کنه
جیمین ناخودآگاه عصبی به یوری ای که ساکت و شرمنده روی مبل نشسته بود چشم به زمین دوخته محکم شانه جونگکوک را پس زد سپس با عصبانیت سمتش هجوم برد ...
همچنان عصبی تر سرش داد زد
جیمین : می‌دونی چیکار کردی مثل خر مارو گذاشتی تو گِل
یوری با آن صدا بلند به خودش لرزید و باز هم سکوت کرد محکم تیکه ای از شلوارش را به دست گرفت و چنگ زد ولی این کم از داد و عصبانیت های جیمین را کم نمی‌کرد .. باز هم داد زد
جیمین : دختره نفهم احمق وقتی بهت میگن بشین جای خوب مثل حیون بشین و زر نزن
جونگکوک ترجیح داد تا سکوت کنه و همچنان هاری با قدم های عصبی سمته پله ها رفت سپس جونگکوک هم به دنبال اش راهی شد ..
اون سوک با بغض آب دهنش را قورت داد
اون سوک : جیمین‌شـ....
جیمین : تو ساکت
اون سوک کمی دلخور چشم به جیمین دوخت و باز هم سکوت کرد ..
جیمین : واقعا دیگه نمی‌دونم که چیکار کنم اینم از دل مهربون داداشم و زن داداشم ... همش تقصیر شماست خانم اون سوک آقای تهیونگ!
یوری کم کم بغض تو گلوش چنگ می‌زد بلکه به بیرون رها شد و آروم اشک ریخت صدا هق هقش کمی بالا رفت ولی این از چشم جیمین پنهان نماند .. محکم سمتش نگاه کرد
جیمین : تو .. همش تقصیر توئه مگه اینجا خونه پدر حرومی تو هستش که سرتو می‌ندازی پایین و اینور اونور لاس میزنی .
تهیونگ: احح بسه دیگه
یوری نگاهش کم کم به بالا. به شدت دست و بدنش می‌لرزید
رفت و از روی مبل بلند شد سپس با غم و چشم های پر از اشک و قرمز بودن اشک های که پنهان کرده بود سمت جیمین رفت و درست جلوش ایستاد زل زد در آن چشم های تیره
یوری : هرچقدر فوش بدی اشکالی نداره ولی اسم پدر و مادرم رو نمیاری
جیمین ابرو بالا انداخت و محکم اون رو بروی مبل هول داد تا حدی که یوری رویش با هجوم افتاد
دیدگاه ها (۲)

( 3 تفنگدار )پارت ۳۸تهیونگ باید خونسردی بودن را کنار می‌گذاش...

3 تفنگدار )پارت ۳۹جیمین اخم کرده با خشم گفت .. جیمین : اگه م...

بوسه دردناک )پارت ۸۲وقتی متوجه بازی کردن ته مین شد لبخند زد ...

بوسه دردناک )پارت ۸۱تهیونگ لب های نازک و نرمش را روی لپ همس...

پارت⁵که یهو خورد زمین و یوری دوباره گریش گرفت ، ات صورت یوری...

پارت³که یهو جیمین اسلحشو گذاشت زمین و جونگکوک با تعجب به جیم...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ³⁵ویو ادمین___نور صبح…آروم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط