پــارت ③
پــارت ③
سلین:تری،ترنم پاشو دیگه رسیدیم ماشالله از اول که سوار شدیم تا الان خواب بودی.
-واقعااا آخه خستم بود .....
سلین:حالا بیخی بلند شو بدو بدو.
ما بلند شدیم و آریانا و مارال هم که پشت سر ما بودن بلند شدن و از هواپیما رفتیم پایین و چمدونامون تحویل گرفتیم .
مارال:وای اینجا که صبحه من خوابم میاد.
آریانا:یکم سخته ولی عادت میکنیم.
-خب بچه ها بابا گفت یک مرده با ماشین جک آلبالویی قیافشم گفت قد بلند و چهارشونه با موهای جو گندمی هست اومده دنبالمون دم در فرودگاه وایستاده حالا بگردین تا پیداش کنیم.
مارال:اون خوشتیپه نیست..
نگاه کردیم دیدیم بعله دقیقا همین مشخصاتو داره رفتیم پیشش و گفتیم سلام
آقای رادمنش:سلام،خانم ها شما خانم ترنم راستین هستین درسته
-بعله
بعد روبه سلین و آریانا و مارال کردم و گفتم:بچه ها ایشون آقای رادمنش هستند و قراره تا وقتی اینجا هستیم کمکمون کنند.
بعد سلین و نشون دادم و گفتم:سلین مهرپرور
روبه آریانا:آریانا درخشان
و در آخر روبه مارال:و این دختر خانوم هم مارال صمدی.
آقای رادمش :خیلی خوشبختم.
بچه ها:همچنین.
-خب بهتره بریم.
آقای رادمش چمدون هامون و گرفت و گذاشت صندوق عقب ماهم سوار شدیم.بعد از کلی ترافیک به یک آپارتمان ۱۳ طبقه رسیدیم.
مارال:هووو چه بزرگه.
-بابا ندید پدید بازی در نیار
سلین:نمیدونم خدا رو چه حسابی تورو آفریده واقعا.
آریانا:خب بسه دیگه
پیاده شدیم و با آقای رادمنش رفتیم توی ساختمون.
سوار آسانسور شدیم و رفتیم طبقه سیزده.قشنگ بالاترین طبقه.
وقتی رسیدیم دوتا خونه بود که آقای رادمنش رفت سمت راستیه.
آقای رادمنش:خب این کلید تحویل شما .امیدوارم خوشتون بیاد.
-ببخشید این خونه روبرویی خالیه؟
آقای رادمنش:بله یک چند مدته خالیه.
-آها ممنون.
آقای رادمنش خب من دیگه میرم کاری داشتین حتما زنگ بزنین.خدانگهدار.
ما:خداحافظ.
کلید و انداختم تو در و در و باز کردم و وارد شدیم.
خونه خوب و لوکسی بود .
آریانا:خب دوتا اتاق داره یکیش و من و مارال برمیداریم یکیشم تو و سلین.
-اوکی خوبه بهتره بریم استراحت کنیم تا عصر بریم یکم بگردیم و ببینیم تو خیابونا چه خبره بالاخره باید از یک جا شروع کنیم.
یک پارت ویژه در کامنت ها.
لایک و کامنت یادتون نره.
سلین:تری،ترنم پاشو دیگه رسیدیم ماشالله از اول که سوار شدیم تا الان خواب بودی.
-واقعااا آخه خستم بود .....
سلین:حالا بیخی بلند شو بدو بدو.
ما بلند شدیم و آریانا و مارال هم که پشت سر ما بودن بلند شدن و از هواپیما رفتیم پایین و چمدونامون تحویل گرفتیم .
مارال:وای اینجا که صبحه من خوابم میاد.
آریانا:یکم سخته ولی عادت میکنیم.
-خب بچه ها بابا گفت یک مرده با ماشین جک آلبالویی قیافشم گفت قد بلند و چهارشونه با موهای جو گندمی هست اومده دنبالمون دم در فرودگاه وایستاده حالا بگردین تا پیداش کنیم.
مارال:اون خوشتیپه نیست..
نگاه کردیم دیدیم بعله دقیقا همین مشخصاتو داره رفتیم پیشش و گفتیم سلام
آقای رادمنش:سلام،خانم ها شما خانم ترنم راستین هستین درسته
-بعله
بعد روبه سلین و آریانا و مارال کردم و گفتم:بچه ها ایشون آقای رادمنش هستند و قراره تا وقتی اینجا هستیم کمکمون کنند.
بعد سلین و نشون دادم و گفتم:سلین مهرپرور
روبه آریانا:آریانا درخشان
و در آخر روبه مارال:و این دختر خانوم هم مارال صمدی.
آقای رادمش :خیلی خوشبختم.
بچه ها:همچنین.
-خب بهتره بریم.
آقای رادمش چمدون هامون و گرفت و گذاشت صندوق عقب ماهم سوار شدیم.بعد از کلی ترافیک به یک آپارتمان ۱۳ طبقه رسیدیم.
مارال:هووو چه بزرگه.
-بابا ندید پدید بازی در نیار
سلین:نمیدونم خدا رو چه حسابی تورو آفریده واقعا.
آریانا:خب بسه دیگه
پیاده شدیم و با آقای رادمنش رفتیم توی ساختمون.
سوار آسانسور شدیم و رفتیم طبقه سیزده.قشنگ بالاترین طبقه.
وقتی رسیدیم دوتا خونه بود که آقای رادمنش رفت سمت راستیه.
آقای رادمنش:خب این کلید تحویل شما .امیدوارم خوشتون بیاد.
-ببخشید این خونه روبرویی خالیه؟
آقای رادمنش:بله یک چند مدته خالیه.
-آها ممنون.
آقای رادمنش خب من دیگه میرم کاری داشتین حتما زنگ بزنین.خدانگهدار.
ما:خداحافظ.
کلید و انداختم تو در و در و باز کردم و وارد شدیم.
خونه خوب و لوکسی بود .
آریانا:خب دوتا اتاق داره یکیش و من و مارال برمیداریم یکیشم تو و سلین.
-اوکی خوبه بهتره بریم استراحت کنیم تا عصر بریم یکم بگردیم و ببینیم تو خیابونا چه خبره بالاخره باید از یک جا شروع کنیم.
یک پارت ویژه در کامنت ها.
لایک و کامنت یادتون نره.
- ۴.۵k
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط