{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

‌ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
[گفتم تو بیا منو ببند به صندلی،
شب بذار وسط جاده یه طرفه نامردِ عالمم اگه تلاش کنم خودمو نجات بدم !
ولی ببین؛
منو نذار وسط عشق یه طرفه که با هر سرد شدنت
یه کامیون از روم رد شه وجون بدم لابه لایِ چرخاش]
دیدگاه ها (۱)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ هر وقت قلبش درد می‌گرف...

اولین باری که دزدی کردم هفت سالم بود، شایدم هشت سال، لقمه ها...

چقدر قشنگه ک تو این روزای عزاداری مصیبت اهل بیتمون کمتر پست...

یک یا حسین گفتیم و دیدیم غمی نماندتسکین دردهای دل مضطرمان ای...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

#بوسه_مرگ "پارت ۶۴"صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌هاداخل ا...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۳یه دفعه لبخندش جمع شد و گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط