{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها ساکت جمع، من بودم که ترجیح می دادم بیشتر گوش کنم. چو

تنها ساکت جمع، من بودم که ترجیح می دادم بیشتر گوش کنم. چون می دانستم در چنین جمع هایی با آن اطلاعات بالا، اگر کم بیاوری کلاهت پس معرکه است. از آن گذشته، چون بحث تقابل اطلاعات و دانش های فردی بود، وقتی نسب به قبولاندن یک حرف جوگیر بشوی، خیلی از حرف هایی را هم که نباید بگویی، می گویی و بعد نی نشینی به غصه خوردن که چرا چنین گفتم و چنان!
دیدگاه ها (۵)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

🖤 پارت ۶ | «جلسه‌ای که نباید اتفاق می‌افتاد»ماشین در سکوت شب...

هر گردی یک گردو نیست | روایتی از انقلابی‌نماها یا دلسوزان مج...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش اول)

INTJ💜💜ENTPشیپ🛐سازگاری: ۸۰٪ تا ۸۵٪دلیلش👇۱. **هم‌افزایی فکری ب...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط