بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت صد هفت🍷🗡
چشمام گرد شد
چی گفت؟
آخ ، یه حسی بهم میگه پاشو برو سلیطه بازی در بیار
کجا مثل تو سایز خوب پیدا میکنن
یه حس دیگه ام میگه بشین سرجات تا کار ندادی دستت
حس دوم انگار درست تره
+توام مرد دلخواه من نیستی! خیلی بی سلیقه ای
تای ابروش رفت بالا
حس کردم لبخند کمرنگی روی لبش نشست
ولی زود محو شد
با گونه های رنگ گرفته رو به روش بودم
+برو بیرون لباسمو عوض کنم!
نچیکرد
_جلوی من عوض کن!
با اعتراض اسمشو صدا کردم
+کوروش
_جلوی خودم عوض میکنی! من مالک توام
با حرص نگاه کردم
با فکری که به ذهنم رسید لبخند کمرنگی زدم
حالا که تو نمیری من میرم!
سمت در حرکت کردم که صداش بلند شد
+کجا؟
خیلی دوست داشتم بگم خونه ی آقای شجاع
_بیرون میپوشم میام
سریع از جاش بلند شد
اخماش به شدت تو هم رفت
+حاظری جلوی صد نفر بیرون لباس بپوشی جلوی من نپوشی؟
سرمو تکون دادم
_اره، تو برام از هر غریبه ای غریبه تری!
پارت صد هفت🍷🗡
چشمام گرد شد
چی گفت؟
آخ ، یه حسی بهم میگه پاشو برو سلیطه بازی در بیار
کجا مثل تو سایز خوب پیدا میکنن
یه حس دیگه ام میگه بشین سرجات تا کار ندادی دستت
حس دوم انگار درست تره
+توام مرد دلخواه من نیستی! خیلی بی سلیقه ای
تای ابروش رفت بالا
حس کردم لبخند کمرنگی روی لبش نشست
ولی زود محو شد
با گونه های رنگ گرفته رو به روش بودم
+برو بیرون لباسمو عوض کنم!
نچیکرد
_جلوی من عوض کن!
با اعتراض اسمشو صدا کردم
+کوروش
_جلوی خودم عوض میکنی! من مالک توام
با حرص نگاه کردم
با فکری که به ذهنم رسید لبخند کمرنگی زدم
حالا که تو نمیری من میرم!
سمت در حرکت کردم که صداش بلند شد
+کجا؟
خیلی دوست داشتم بگم خونه ی آقای شجاع
_بیرون میپوشم میام
سریع از جاش بلند شد
اخماش به شدت تو هم رفت
+حاظری جلوی صد نفر بیرون لباس بپوشی جلوی من نپوشی؟
سرمو تکون دادم
_اره، تو برام از هر غریبه ای غریبه تری!
- ۱.۶k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط