{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسم غریبی بود...

رسم غریبی بود...
هم آغوشیه چشمان من و تو...
خواستیم قصه غربت را...
به پایان ببریم...
قصه دلتنگی آغاز شد...
آری...
شهرنگاهت...
عجیب غریب نواز بود...
دیدگاه ها (۱)

تو..مهربان باش,بگذار بگویند-ساده است.._فراموشکار است..-زود م...

بیــــراهه هم .. برای خودش راهیســـت !! وقتی … قــــرا...

با اینکه ؛با " تو"زندگی نوح هم کم است .بی "تو"همین نیمه نفس ...

تَــنــهــایــیَــم واســه خودِش عــالَــمــی داره ….حَــداق...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

🛑🛑🛑اتفاقی عجیب در جواهر دشت سقوط اخلاقی تا کجا❓❓⭕چند روز پیش...

رسم غریبی بود... هم آغوشیه چشمان من و تو... خواستیم قصه غربت...

رسم غریبی بود... هم آغوشیه چشمان من و تو... خواستیم قصه غربت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط