{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-امروز هم

-امروز هم
بی «صبحت به خیر عزیزم» ات آغاز شد ؛
یک جمله ی ساده که
 قادر بود:
خورشید مرا ؛
از پشت کوهها بیرون بکشد
بالا بیاورد ،
بنشاند پشت میز صبحانه…
دیدگاه ها (۱)

𓆩 پارت ۳۵ 𓆪 🖤🥀در باز شد و مردی وارد اتاق شد.یک پوشه‌ی مشکی د...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

.....//برده ی زیبا//......

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

پنج پارتی✨{استاد جدید}پارت اولصبح دوشنبه بود.ات با عجله وارد...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁰﴿ویو راوی﴾صبح روز بعد...نور خورشید از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط