{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلطنت راز آلود

//سلطنت راز آلود//
پارت 105

درحالی که از بالکن بزرگ قصر به غروب آفتاب نگاه می کرد دستش روی شکمش گذاشته بود و با فرزندش حرف میزده که با صدای کنیزش حرفش را قطع کرد
مارتا : ملکه بانو ساریتا آمدن
او با شنیدن اسم دوستش با شتاب گفت
الویز : منتظر چی هستی بگو بیاد
امیدوارم بود این بار چیزی را که ازش خواسته بود پیدا کرده باشد و به این خاطر هیجانی زیادی داشت ... سارینا کمی روی زانوهایش خم شد مقابل او ایستاد الویز بازم با همان هیجانش گفت
الویز : زود باش بگو چی پیدا کردی
سارینا سرش را پایین انداخت و سکوت کرد اخم ریزی کرد و این‌بار با لحنی جدی گفت
الویز : تو یه چیزی فهمیدی درسته بهم بگو
سارینا : آروم باشید بانوی من هیجان براتون خوب نیست
او بدون توجه به حرف سارینا با صدای نسبتاً بلندی گفت
الویز : نمیتونم آروم باشم..تا بفهمم اون سم کوفتی رو کی آورد نمیتونم آروم باشم
سارینا شونه های او را گرفت بدنش به وضوح از عصبانی می‌لرزید و با لحنی دوستانه گفت
سارینا : باش بهت میگم ولی فقد قول بده آروم باشی...اگه به فکر خودت نیستی به فکر این فسقلی باش
اشاره به شکمش کرد...الویز به سمته نرده های بالکن برگشت و چند نفس عمیق کشید تا بتواند خودش را آرام کند
الویز : درست حق با توی...از این به بعد با آرامش حرف‌ میزنم
دستش را روی شکمش گذاشت و خطاب به بچه اش زمزمه وار گفت
الویز : معذرت خواهی مامانی .. من یه بار نزدیک بود از دستت بدم دیگه بخاطر گذشته و خودخواهی خودم ترو به خطر نمیدازم
بعد به سمته سارینا برگشت
الویز : خوب بگو میشنوم ،
او برگه را سمته الویز گرفت و درحالب که نگاهش بر روی برگه بود گفت
سارینا : این لیست چیز های هست که توی گل خانه خصوصی ملکه‌ی مادر کاشته میشه
الویز با تعجب نگاهش میکرد و با تردید برگه را از او گرفت و تک تک کلماتش را خواند ... میان چیز های که کاشته میشد کیاه آبچکان به طوره خیلی نادری کاشته میشد .. با عصبانی برگه میان دستش مچاله کرد
باورش نمیشد فردی که همه این مدت دنبالش میگشت و قاتل مادرش تمام مدت جلوی چشمانش بود ... معدش از استرسی که بهش وارد شده بود بهم ریخت و لحظه حالت تهوع بدی احساس کرد و دستش را روی نرده ها گذاشت و بهش تکیه داد و با عصبانی از میان دندون هایش غرید
الویز : قسم میخورم با آتیشی که خودت روشن کردی خاکسترت کنم ملکه بیانکا،
دیدگاه ها (۷)

//سلطنت راز آلود//ادامه پارت 105درحالی که برگه های روی میز ر...

//سلطنت راز آلود//پارت 106مجازاتی عادلانه زمانی که رازی چندی...

//سلطنت راز آلود//پارت 103بگذار من بيشتر دوستت بدارم بیشتر ع...

//سلطنت راز آلود//ادامه پارت 102الویز : اگه اتفاقی میوفتاد چ...

P27جیزل:برای چی اومدی اینجاپوزخند زد.فلیکس:منتظر هیونجین نبا...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "15"اتاقم رو تمیز کن و دوساعت هم بهت وقت میدم فعلا...

get drunk. p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط