{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

//سلطنت راز آلود//

//سلطنت راز آلود//
ادامه پارت 105

درحالی که برگه های روی میز را یکی یکی نگاه میکرد و دنبال برگه خواستی میگشت زیر لب غر می زد ( اخه این برگه لعنتی کجاست )
ماتیاس با شتاب وارد اتاق شد و با هیجانی که در لحنش موج میزد گفت
ماتیاس : عالیجناب ژنرال آدریانو خبر فرستادن که او طبیب همه چیز رو اعتراف کرده
با عجله از اتاق خارج شدن و به سمته سیاه چاله قصر قدم برداشت... وارد سیاه چال شدن و با چند قدم فاصله با مردی که با سر و صورتی خونی
از سقف سلول آویزان بود نگاه کرد ... آدریانو که متوجه جیمین شد به سمتش برگشت و تعظیم کوتاهی کرد و کنارش ایستاد‌
جیمین : کار کی بوده
آدریانو : بهتر خودتون ازش بشنوین
آدریانو اشاره ای به یکی از سرباز ها کرد و او سلطه آبی را روی سر صورت او مرد ریخت که باعث شد با عجز ناله کنه و با چشمانی نیمه باز به آن ها نگاه کند
آدریانو : چیز های که به من گفتی رو بازم تکرار کن
آن مرد که چشمانش را به زور باز نگهداشته بود با صدای ضعیفی گفت
..... دستور ملکه مادر بود
جیمین با تعجب نگاهش پرید توی بالا و به آن مرد نگاه کرد هنوز شک داشت چیزی که شنیده درست باشه با تمام بدی هایش آن مادر جیمین بود و باور اینکه همچین کاری در حق پسرش کرده باشه براش سخت بود ،
اين داستان ادامه دارد

غلط املایی بود معذرت
دیدگاه ها (۱۵)

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وپنجم 𓆪صدای قدم‌ها از راهرو ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰ویو میکا_____همین که ...

سرنوشت(ویو رایا)آروم چشمامو باز کردم.سرم درد می‌کرد و دستام ...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهشتم | فرارشیشه‌ها خرد شدند.جونگکوک فور...

پارت ۱۴ 🖤همه ساکت شده بودیم. جیمین با دقت به اطراف نگاه کرد....

قسمت پانزده

⚖وکیل من⚖ پارت ۲ — اولین سرنخ چند ساعت بعدجنی در خانه نشسته ...

پارت اول/

debt (part 3)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط