{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب‌ها می شود از کنار رودخانه به آغوش تو آمد

شب‌ها می شود از کنار رودخانه به آغوش تو آمد
می شود کنار رودخانه را بوسید
آغوش تو را جاری کرد
می شود حتی آنقدر درون آغوش تو ماند
تا رودخانه ای جاری شود
شب‌ها می شود یک گره کور روی گردن خود زد
و درون رودخانه افتاد
اما وقتی که افتادی تازه خواهی فهمید که آغوش تو بوده
شب‌ها می شود از کافه تا خانه را سوار قایقی شد
که روی آغوش تو روان است
و آنقدر خیس شوی که رودخانه را هم حتی خیس کنی!
شب‌ها می شود
درون جریان تو پنهان شد
حتی اگر رودخانه ای خشک باشی.
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم چراچشمانم بی اختیار خیس میشوند.... میگویند حساسی...

نـــــــــــگران من نبــــــــــــاش من آنقدر امـــــــــــر...

دِلم گرفتوقــتـــــــے دیدم کارگر شهردارےپشت گارے اش ن...

خدایاقسم به لحظه ای که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیستقسم...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

یه تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:))) به قلم لینا؟:) ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

تکپارتی | جونگکوک

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

پارت پنج

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط