{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف ميکنم با اين سني که دارم هروز که که ميخوام برم بير

اعتراف ميکنم با اين سني که دارم هروز که که ميخوام برم بيرون اگه جوراب سوراخ باشه عوضش ميکنم که اگه يه وخت تصادف کردم مردم دورم جمع شدن منو گذاشتن رو اين تختا بردن سمت آمبولانس يه وخت سوراخي جورابم ضايع نباشه يه همچين آدم مثبت انديشيم من..!!
دیدگاه ها (۶)

دختر که باشي ......عزيز پدر ميشي ... مرحم مادر ميشي ...همدرد...

اوج واکنش ملت به گراني:نفر اول: نون چه گرون شده ها!!!نفر دوم...

از اين به بعد ميخوام يه دستکش آشپزخونه باد کنم هر شب از زير ...

از اينکه فرزندانم در آينده چه باباى باحالي دارند واقعا بهشون...

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

My Vampire Mate Season 2 part : 90

انتقام سخت Part: 2ات: اوه هان واقعا نمیتونم اگه شوهرم بفهمه ...

پارت هفدهم"ویو جیمین"*ماشینو جلوی خونه‌ی بچه ها نگه داشتم. ز...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟗اون روز گذشت..چول هو و...

بابایی من

بابایی من

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

اعتراف می کنم به این سن که رسیدم هنوز وقتی میخوام از در خونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط