{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روزتو روستا اسب يه پیرمردفرار کرد.همه گفتند چه بدشانسی

یک روزتو روستا اسب يه پیرمردفرار کرد.همه گفتند چه بدشانسی!
پیرمرد گفت:از کجا معلوم؟
چند روز بعد اسبپیرمرد با یک گله اسب برگشت.همه گفتند چه خوش شانسی!
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۶

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p10...بعد از کلاس، هر دو از دانشگاه بیرون...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

پارت ۴۸ — دیرتر از همیشهیونگی آن شب تقریباً هیچ نخوابید.فرما...

کاش میشد دیدن قسمت پایانی مختارنامه رو مثل تکلیف شب برای یه ...

‌ حکایت | انگشتر گمشدهروزی مردی در بازار انگشتری ارزشمند پید...

عبدالله «عبود» فریدی که چند وقت پیش یه لامبورگینی روئلتو 202...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط