Part

Part73

((دخترا تو کره))
کتی:  لعنتی… اخه چرا?? اون که الان تو کشور خودشه…
رز : میرا تموش کن انقدر گریه نکن دیدی که کوک پدر اون. عوضی رو دراورده
میرا:  اما حالا… بخاطر اون عوضی. .ا/ت و کوک نمیتونن برگردن
~اووو… زنگ زدین ??
-تا این ساعت تو توخونه تهیونگ بودی ??
~اومدم دیگه
کتی : ا/ت رو درزدیده بودن
~چییییییییییییییییی?????!!!!!!
-بعله لیسو خانم وقتی تا صبح تو خونه یکی دیگه میگذرونی همینه ..از حال بهترین دوستت بی خبر میمونی .
~اونجو بس کن… من… .کاری نکردم
-نمیدونم چرا نمیتونم باور کنم
~اصلا باور نکن… اره کردم… به توچه… به توچههههههه?!
اس ار : اونجو خب میگه کاری نکرده دیگه
-اس ار تو یکی دخالت نکن…
میرا : اونجو درست صحبت کن ..اس ار از تو بزرگتره
-ااا….تو که کوچیک تری خوب صحبت کن ..
و رفت تو اتاقش
رز:  این الان اونجو بود???? این چس بود ????
~دزدیده شدن ا/ت و کاری که من کردم… .عووووف
کتی:  مگه کردی !
~عوووووف کتی تمومش کن
دیدگاه ها (۰)

((لیسو)) رفتم تو اتاق خودمو ا/ت..خودمو رو تخت انداختم و به ب...

Part74-لیسو میفهمی چی میگی??? بچه شدی باز???? ~ارهههه(داد زد...

Part72×ا/ت بهتر نیست به دخترا زنگ بزنی?? خیلی زنگ زدن+عووف ا...

نه.. خونه ..برگردیم کره ..دور از همه… تروخدااا.. منو برگردون...

فیک مافیای سیاه من part 4

love Between the Tides²⁶رفتم سوار ماشین شدم تهیونگ: دو ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط