{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذ

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذيرفت! سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت كه شير از مقابله با من مي هراسد!شير گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم از اينكه شيران مرا مسخره كنند كه با سگي مبارزه كردم...
تقديم به شيرصفتاني كه بخاطر شكست دادن هر سگ صفتي خودشان را كوچك نميكنند.
دیدگاه ها (۵)

تقدیم ب تموم کرمانشاهیا .... کرمانشاهی در مسابقه. ...

دل آدم...چه گرم می شود گاهی ساده...به یک دلخوشی کوچک...به یک...

ه هايي براي صدقه :لب پنجره اتاقت كاسه اي آب و غذا براي پرندگ...

این تصویر چه حیوونیه ؟....طوطی؟! .....این تصویر یک خانمه که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط