{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذ

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذيرفت! سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت كه شير از مقابله با من مي هراسد!شير گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم از اينكه شيران مرا مسخره كنند كه با سگي مبارزه كردم...تقديم به شيرصفتاني كه بخاطر شكست دادن هر سگ صفتي خودشان را كوچك نميكنند.
دیدگاه ها (۱۰)

تو تنها نیستی... دوستانی در نزدیکی ات قدم می زنند، که شاید ه...

دنیا بــــــــــد نیست !!گاهی یک نفـــــــــربا نفس هایـــــ...

به زندگي فکر کن ولي براي زندگي غصه نخور،ديدن حقيقت است ولي د...

,

سگی نزد شیر آمد و گفت:با من مبارزه کن!شیر سر باز زد و نپذیرف...

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذيرف...

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذيرف...

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذيرف...

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذيرف...

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذيرف...

سگی نزد شیر آمد گفت بامن کشتی بگیرشیر سر باز زدسگ گفت :نزد ت...

سگی نزد شیر آمد گفت بامن کشتی بگیرشیر سر باز زدسگ گفت :نزد ت...

سگی نزد شیر آمد و گفت با من کشتی بگیر شیر سر باز زد . سگ گفت...

سگی نزد شیر آمد گفت بامن کشتی بگیر شیر سر باز زد سگ گفت:نزد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط