{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《تا ابد؟》

《تا ابد؟》

درنهایت اِمی سکوت را شکست:
《فکر کنم خودت هم فهمیده باشی که هرچقدر هم تلاش کنیم، نمیشه انکار کرد که...》
《رابطه‌مون به پایان رسیده؟ پس تو هم این طور فکر می‌کردی》
اِمی خواست حرف دیگری بزند ولی دنیل این اجازه را به او نداد.
《نیازی نیست چیزی بگی. شاید باید از اولش قبول می‌کردیم که ما مناسب هم نیستیم. شخصیت ما با هم جور نیست و... "عشق" به تنهایی برای یه رابطه دائمی کافی نیست》
درحالی که به سوی در می‌رفت ادامه داد:
《به هرحال خوشحالم که تونستم زمانی رو با تو باشم و معنای عشق رو هرچند کوتاه، درک کنم》
و با بسته شدن آرام در خانه، ابدیت آنها به پایان رسید و سکوتی غیر‌قابل شکستن حکم فرما شد.
دیدگاه ها (۰)

《دنیای کودکی》درحال عبور از مسیر قدیمی‌ای بودم که سال ها می‌ش...

《قبر بی‌نام》در گذرم از گورستان اتفاقی به قبری برخوردم که تنه...

《تا ابد؟》 را با شدت زیادی بست و وارد خانه شد. از دیدن آن همه...

دیدن او از دور هم برایم فوق العاده است. از خوشحالی و خنده اش...

پارت 179

پارت پنجم:شطرنج(Rose)توی بازی شطرنج فرصت دوباره وجود نداره.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط