*چند روز پیش تا تو تاکسی نشستم
*چند روز پیش تا تو تاکسی نشستم
دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش.
5 دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا 2 نفر حساب کنین لطفاً!
من بسی خجالت زده دستشو گرفتم
و کلی باهاش کشتی گرفتم
که: توروخدا شرمنده نکنین!
آخه این چه کاریه و این حرفا...
بعد اینکه پولو داد
دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد
و گفت: این هم مال این آقا!
تازه فهمیدم دفعه اول کرایه خودش و پسرش رو حساب کرده بود!
یعنی با آفتابه دوغ بخوری ولی
این جوری خیط نشی،
جلو ملت!
دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش.
5 دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا 2 نفر حساب کنین لطفاً!
من بسی خجالت زده دستشو گرفتم
و کلی باهاش کشتی گرفتم
که: توروخدا شرمنده نکنین!
آخه این چه کاریه و این حرفا...
بعد اینکه پولو داد
دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد
و گفت: این هم مال این آقا!
تازه فهمیدم دفعه اول کرایه خودش و پسرش رو حساب کرده بود!
یعنی با آفتابه دوغ بخوری ولی
این جوری خیط نشی،
جلو ملت!
- ۱.۳k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط