{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قد میڪشے

قد میڪشے
در نفس هاے ڪاج باغچہ ام
مے چڪد از دیوار خانہ
از چین پردہ ها
یا خطوط بلند روے دستم
نام تو
مے ریزد حتے
از لبخند پنجرہ
سالها اگربگذرد
گم شوم در طول عرض خیابان
وجا بمانم ازتو
باز قد مے ڪشد درخت ڪاج روبرو
از تو
باز تو را میخوانم
دست نمے ڪشم از تو
دست نمے ڪشم از درخت ڪاج روبرو
ارتفاع زندگے
مچالہ در دستهایم
شعر هایم بیرون مے زند از رگهایم
غم فرار مے ڪند از من
وقتے نامت مے چڪد از نفسهاے ڪاج روبرو
دیدگاه ها (۶)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے³آیلا کا...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

چند پارتی بازی ممنوع

وقتی نامت می چکد از نفس کاچ های روبرو

گرچه پُر کرده سپیدِ لحظه هایم را سکوتمی کِشد در ریل رگهایم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط