{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خانه بمانید که بیرون خبری نیست

در خانه بمانید که بیرون خبری نیست
غیر از غم و بیماری و فوتی اثری نیست
در دور همی های شما جشن" کووید" است
تنها ثمرش بهر تو شش های سفید است
کووید چموش و خر ! و افسار بریده است
یک قاتل و یک جانی خاموش و دریده است
بیرون خبری نیست بجز خنده ی ویروس
آن فسقلی فتنه گر و ذره ی منحوس
در خانه بمان مشتی اگر طالب فیضی
یا بار سفر بند اگر در پی غیظی
باید به چه رو گفت که کووید چموش است؟
یک قاتل بی دشنه و چاقو و خموش است؟
لب های تو را گر که ببوسد کُندَت منگ
با سرفه ی تو خلق شود صوت بد آهنگ
لبخند زَنَد، در ریه ات جشن بگیرد
تکثیر شود ، دارو و درمان نپذیرد
آن قدر کند لوس خودش را که شوی زار
چون کار کووید است فقط فتنه و آزار
هر چند چموش است ولی با کف صابون
یا با زدن ماسک شود ذله و لاجون
بزن ماسک و نزن این همه چانه
با ماسک چه زیبا بشود صورت و چانه
دیدگاه ها (۱۴)

دفترم وا می شود ، لای غزلها نیستیرد پاهای تو هست اما تو این ...

خالی از من شد تمام لحظه های ناب عشقدل دگر بی تو نمیگردد چنین...

‍ ‍ ‍ یک‌شب درختِ سیبِ خیالم ثمر گرفتجوجه کلاغِ قصه کمی بال ...

قد میڪشے در نفس هاے ڪاج باغچہ ام مے چڪد از دیوار خانہاز چین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط