صدای زنگش اومد
# 6
صدای زنگش اومد
منم برای اینکه زایع نشه سیفون رو کشیدم
پشت سرمو نگاه کردم
جیمز با گوشیم به در تکه داده بود
من:هویی چرا اینجایی
گوشیمو داد بهم :این کیه؟
من:عااا .... این.... خب.. داداشم
جیمز:تو داداش نداری
همینجور داشت میومد جلو
چسبیدم به دیوار
تو چشام خیره شده
نمیتونستم چشم ازش بردارم
انگار هیپنوتیزمم کرده
جیمز صورتشو اورد جلو صورتم تو چشمام خیره شده بود : اون.. کیه؟
من:نمیدونم( چشمام رو بستم)
جیمز منو بوسید:این کیه؟
من:چیز... ام.. این... دوست پسر سابقمه
جیمز زنگ زد به دنی
دنی :چرا جوابمووو نمیدییییی
جیمز:ها
دنی:شماا؟
جیمز:شوهرش
میزارم بعد بقیش رو🙃
صدای زنگش اومد
منم برای اینکه زایع نشه سیفون رو کشیدم
پشت سرمو نگاه کردم
جیمز با گوشیم به در تکه داده بود
من:هویی چرا اینجایی
گوشیمو داد بهم :این کیه؟
من:عااا .... این.... خب.. داداشم
جیمز:تو داداش نداری
همینجور داشت میومد جلو
چسبیدم به دیوار
تو چشام خیره شده
نمیتونستم چشم ازش بردارم
انگار هیپنوتیزمم کرده
جیمز صورتشو اورد جلو صورتم تو چشمام خیره شده بود : اون.. کیه؟
من:نمیدونم( چشمام رو بستم)
جیمز منو بوسید:این کیه؟
من:چیز... ام.. این... دوست پسر سابقمه
جیمز زنگ زد به دنی
دنی :چرا جوابمووو نمیدییییی
جیمز:ها
دنی:شماا؟
جیمز:شوهرش
میزارم بعد بقیش رو🙃
- ۲.۳k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط