{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه می خواهم من امشب جز که بازآیی

چه می خواهم من امشب جز که بازآیی
و دستانت میان دست خود گیرم ...

چه می خواهم بجز لبخند زیبایت فرا رویم ...
چه می خواهم بجز چشمان مشکینت...

بجز لبخند زرینت , بجز دستان سیمینت..
بیا اینجا ببین کز دوریت اینگونه غمگینم ..

"بیا مرهم بنه بر قلب سنگینم"
دیدگاه ها (۱۶)

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

امشب از تنهایی خود ، زیر باران گریه کردم هم صدا با شعر باران...

سالها پیش از این،در بهاری زیبا،در غروبی غمگین،در سکوتی سنگین...

اخرهای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها*تنها برگی روی شاخش مونده...

پارت ۱: ربایش و معامله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط