{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


‌مجبورم
لباسِ غریبه ها را تن کنم...
خودم را
به یک باجه ی تلفن همگانی برسانم
به امید یک لحظه شنیدنِ صدای بمِ تو
شماره ات را بگیرم
کاش هیچوقت باهم آشنا نمیشدیم
نمیدانستم تو غریبه ها را
بیشتر دوست داری!

ساناز_نجفی
دیدگاه ها (۱۳)

‏خاطراتی که آدماش رفتن و دیگه نیستن غم انگیزه ولی "خاطره های...

اگر چه زیر سر عشق صد بلا باشدخوشا دلی که به این درد مبتلا با...

‌‌زندگی ولی به همان ماهی درون حوضچه شبیه است...آرام،کوچک،زیب...

‌کاش عشق آدم هاشبیه درخت های خرمالو بودکه در پاییز به تمامی ...

پارت ۱۰ 🖤بعد از رفتن جونگ‌کوک، جینا کنارم نشست و با شیطنت گف...

𓆩 عشقِ بعد از خیانت 𓆪#درخواستی━━ پارت ۳ | مردی که همه فکر می...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط