وقتی مدیر برنامشون بودی
وقتی مدیر برنامشون بودی🌊
پارت۵
کوک:(صبح چشام رو باز کردم دیدم فرشتم کنارم خوابیده.ولی میلرزید.حتما سردشه.از ملافه روش کشیدم و از پشت بغلش کردم که آروم شد)
لونا:(وقتی بیدار شدم ساعت ۱ بعد از ظهر بود.کوک از پشت بغلم کرده بود.برگشتم و لطیف بوسیدمش)
(خلاصه بیدارشدن)
کوک:صبح بخیز خوشگلم
لونا:صبح بخیر کوکی
کوک:درد داری؟
لونا:نه خوبم خرگوشی
کوک:اووو..الانم شدیم خرگوش ها؟
لونا:خب بهت بیشتر میاددد
کوک:باشه کوچولوم هر لقبی دوس داری بزار روم..
لونا:چسم
کوک:(میترسیدم بنگ شی هیونگ بفهمه.ولی اگه بفهمه بازم من لونارو میخوام)
لونا:(دلم درد میکرد ولی بلند شدم که کوک بغلم کرد و خودش برد حموم)
کوک:مگه من میتونم دردت رو ببینم و بی تفاوت باشم
لونا:دوستت دارم کوکی
کوک:منم دوستت دارم خوشگلم
پارت۵
کوک:(صبح چشام رو باز کردم دیدم فرشتم کنارم خوابیده.ولی میلرزید.حتما سردشه.از ملافه روش کشیدم و از پشت بغلش کردم که آروم شد)
لونا:(وقتی بیدار شدم ساعت ۱ بعد از ظهر بود.کوک از پشت بغلم کرده بود.برگشتم و لطیف بوسیدمش)
(خلاصه بیدارشدن)
کوک:صبح بخیز خوشگلم
لونا:صبح بخیر کوکی
کوک:درد داری؟
لونا:نه خوبم خرگوشی
کوک:اووو..الانم شدیم خرگوش ها؟
لونا:خب بهت بیشتر میاددد
کوک:باشه کوچولوم هر لقبی دوس داری بزار روم..
لونا:چسم
کوک:(میترسیدم بنگ شی هیونگ بفهمه.ولی اگه بفهمه بازم من لونارو میخوام)
لونا:(دلم درد میکرد ولی بلند شدم که کوک بغلم کرد و خودش برد حموم)
کوک:مگه من میتونم دردت رو ببینم و بی تفاوت باشم
لونا:دوستت دارم کوکی
کوک:منم دوستت دارم خوشگلم
- ۷۴
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط