Commercial love
Commercial love
Part 4
ا/ت: تو فرودگاه بعد انجام دادن کارهای طولانی و رفتن یک مسافت طولانی رسیدیم به گیتمون و منتظر هواپیما شدیم..سرمو انداختم رو شونه کوک و چشمامو بستم*..اهه بلاخرهه
کوک: پوزخند* خسته شدی ؟ تازه این اولشه هاا
ا/ت: عیب نداره..خوبع
کوک دستشو محکم گرفتم و با انگشت شستم دستشو نوازش کردم* پایه ای آیرون من ۴ رو ببینیم؟
ا/ت:باشه ( گوشیشو باز کرد و فیلم رو باز کرد) وسط های فیلم همونطور که سرمونو روی هم گذاشته بودیم و هندزفری تو گوشمون بود پرواز مارو اعلام کردنن*
اوو..این پرواز ماست؟!
کوک: آره..پاشو بریم ( یک آهنگ پلی کردم و راه افتادیم تو صف..گوشیمو تو کیف دوشیم گذاشتم و دست همو گرفتیم)
ا/ت: تو اتوبوس خیلی تکون میخوردیم و جا برای نشستن نبود یک مرد میخواست جاشو به من بده که مانعش شدم و گفتم میخوام سرپا بمونم) ( راستش کوک از کوک از کمرم گرفته بود تا مانع افتادنم بشه و از این موقعیت خوشم اومده بود)
کوک: بشین دیگه؟!
ا/ت: نه من راحتم!.. تو بشین!
کوک: نه من از اینکه تو رو نگه داشتم راضیم
ا/ت: صحیح..چقدر رک! :).. منم راضیم
کوک: :)..( تو هواپیما صندلیمونو پیدا کردیم و ا/ت روراه دادم تا بشینه) وسایلا رو بده..بچینم بالا سرمون!
ا/ت: بفرما* ( بعد اینکه در صندق هواپیما رو بست کنارم نشست و سرشو رو شونه ام گذاشت) یعنی ها شونه ات عین میخ سرمو سوراخ میکنه هاا..😭😂
ا/ت:😂 ببخشید دیگه ( چون طرف راهرو هواپیما بود بهش گفتم جاهامونو عوض کنیم بعد دستگیره صندلی رو کشیدم بالا و سرشو گذاشتم رو شلوارکم)
کوک: به به..هم دید بهتر هم جای راحتر )
ا/ت: یک کاری نکن جاتو عوض کنما😂🤨
کوک: شما بزار من همینجا بخوابم.. قربونتم میرم!
ا/ت: ایش..بعد چند دقیقه بخاطر بلند شدن هواپیما بلند شد* چیشد سرت درد گرفت؟
کوک: یکم ( بخاطر جریان هواپیما)..بعد چند دقیقه هواپیما بلند شد کامل و همگی راحتتر بودیم) سرتو بزار رو شونه ی من منم سرمو بزارم رو موهات!
ا/ت:*.. بنظرت کی غذا رو میدن؟😅
کوک: من چه بدونم..گشنته؟
ا/ت: کوچولو...
کوک: یکم موز دارم تو کیفم
ا/ت: ولش کن..خوابم میاد
کوک: باشه
Part 4
ا/ت: تو فرودگاه بعد انجام دادن کارهای طولانی و رفتن یک مسافت طولانی رسیدیم به گیتمون و منتظر هواپیما شدیم..سرمو انداختم رو شونه کوک و چشمامو بستم*..اهه بلاخرهه
کوک: پوزخند* خسته شدی ؟ تازه این اولشه هاا
ا/ت: عیب نداره..خوبع
کوک دستشو محکم گرفتم و با انگشت شستم دستشو نوازش کردم* پایه ای آیرون من ۴ رو ببینیم؟
ا/ت:باشه ( گوشیشو باز کرد و فیلم رو باز کرد) وسط های فیلم همونطور که سرمونو روی هم گذاشته بودیم و هندزفری تو گوشمون بود پرواز مارو اعلام کردنن*
اوو..این پرواز ماست؟!
کوک: آره..پاشو بریم ( یک آهنگ پلی کردم و راه افتادیم تو صف..گوشیمو تو کیف دوشیم گذاشتم و دست همو گرفتیم)
ا/ت: تو اتوبوس خیلی تکون میخوردیم و جا برای نشستن نبود یک مرد میخواست جاشو به من بده که مانعش شدم و گفتم میخوام سرپا بمونم) ( راستش کوک از کوک از کمرم گرفته بود تا مانع افتادنم بشه و از این موقعیت خوشم اومده بود)
کوک: بشین دیگه؟!
ا/ت: نه من راحتم!.. تو بشین!
کوک: نه من از اینکه تو رو نگه داشتم راضیم
ا/ت: صحیح..چقدر رک! :).. منم راضیم
کوک: :)..( تو هواپیما صندلیمونو پیدا کردیم و ا/ت روراه دادم تا بشینه) وسایلا رو بده..بچینم بالا سرمون!
ا/ت: بفرما* ( بعد اینکه در صندق هواپیما رو بست کنارم نشست و سرشو رو شونه ام گذاشت) یعنی ها شونه ات عین میخ سرمو سوراخ میکنه هاا..😭😂
ا/ت:😂 ببخشید دیگه ( چون طرف راهرو هواپیما بود بهش گفتم جاهامونو عوض کنیم بعد دستگیره صندلی رو کشیدم بالا و سرشو گذاشتم رو شلوارکم)
کوک: به به..هم دید بهتر هم جای راحتر )
ا/ت: یک کاری نکن جاتو عوض کنما😂🤨
کوک: شما بزار من همینجا بخوابم.. قربونتم میرم!
ا/ت: ایش..بعد چند دقیقه بخاطر بلند شدن هواپیما بلند شد* چیشد سرت درد گرفت؟
کوک: یکم ( بخاطر جریان هواپیما)..بعد چند دقیقه هواپیما بلند شد کامل و همگی راحتتر بودیم) سرتو بزار رو شونه ی من منم سرمو بزارم رو موهات!
ا/ت:*.. بنظرت کی غذا رو میدن؟😅
کوک: من چه بدونم..گشنته؟
ا/ت: کوچولو...
کوک: یکم موز دارم تو کیفم
ا/ت: ولش کن..خوابم میاد
کوک: باشه
- ۶۹.۸k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط